|
روزبیستم ازهرکجاباهمه (یاد مرحوم مسعود ناصرآزاد گرامی باد)
| ||
|
شاعري بنام برتارك ادبيات كهن ايران نام كامل فريدالدين ابوحامد محمد بن ابوبكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري، يكي از شعرا و عارفان ونام آور ايران واز بزرگان و پيشوايان و گويندگان مذهب عرفان است. اصل نام او «محمد» و لقبش «فريدالدين» است. تولد وي در نيشابور تولد يافت تاريخ قطعي تولد وي معلوم نيست. در هر صورت مي توان گفت كه وي در اواسط قرن ششم يعني اواخر دوره سلجوقيان در خراسان به دنيا آمد. برخي زادگاه وي را همدان و بعضي قريه كَدْكَن از توابع نيشابور ذكركردهاند. عطار به سبب بلاغت، فصاحت و علم بسيارش در ميان علما و دانشمندان آن روزگار به شيخُُ الاولياء و كشافُ المَعارف وَ الْاَسرار موصوف شده بود.. از اخبار و قراين نيز چنين به دست مي آيد كه عطار عمر درازي داشته و شايد به حدود صد سال يا بيشتر رسيده است. بنابر آنچه كه تاريخ نويسان گفتهاند اين شاعر و عارف نامي ايران در سال ۵۳۶يا ۵۴۰هجري قمري در اطراف نيشابور بدنيا آمده است. اين شاعر از جمله شاعران ايراني مسلماني است كه نبوغ فوقالعاده خويش را در خلق داستانها و حكايات بكار گرفته كه تنها با بررسي يك اثر از وي ميتوان به اين نبوغ پيبرد محققين اين شاعر برجسته را الگو و مقتداي بسياري از شاعران بنام ومشهور ديگر ايراني ميدانند. عطار در قريه كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكي او اطلاعي در دست نيست ، جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاري كه همان دارو فروشي بود مشغول بوده و بسيار هم در اين كار ماهر بوده است. بعد از وفات پدر ، فريدالدين كار پدر را ادامه ميدهد و به شغل عطاري مشغول ميشود. عطار روزگار جواني را با تحصيل معارف و خدمت مشايخ و تهذيب نفس وكسب علم گذراند و در خدمت مجدالدين بغدادي شاگرد نجم الدين كبري به كسب مقامات پرداخت تا سرانجام خود به مقام ارشد رسيد، وكعبه ي اهل دل گرديد. به موجب بعضي اخبار و به فحواي اشعاري كه به وي نسبت داده شده، مسافرت هاي بسيار كرده و مصر و دمشق و مكه و هند و تركستان راسياحت كرده است طبابت عطار . لقب عطار به واسطه ي اين است كه داروفروشي مي كرد و درضمن بيماران اين شهر را معالجه هم مي نمود . او در مداواي بيمارانش از شيوه مجدالدين بغدادي كه طبيب حاذق و برجستهاي به شمار ميرفت پيروي ميكرد و پس از فراغت از معاجله بيماران به نظم مثنوي ميپرداخت. گويند مولوي شاعر عارف نامي نيز در كودكي نزد شيخ عطار رفته با او ديدار كرده بود البته اطلاعي در دست نيست كه عطار نزد چه كسي طبابت را فراگرفته است، او به اين شغل اشتغال داشته تا زماني كه آن انقلاب روحي در وي به وجود آمد. در ارتباط با اين دگرگوني روحي در فريدالدين عطارداستان هاي مختلفي بيان شده كه معروفترين آن اين است كه)) روزي عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درويشي به آنجا رسيدوچند بار با گفتن جمله چيزي براي خدا بدهيد از عطار كمك خواست ولي او به درويش چيزي نداد. درويش به او گفت:اي خواجه تو چگونه ميخواهي از دنيا بروي ؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا ميروي. درويش گفت: تو مانند من ميتواني بميري ؟ عطارگفت: بله. درويش كاسه چوبي خود را زير سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنيا رفت. عطار چون اين را ديد شديدا متغير و منقلب شد واز دكان خارج شد و راه زندگي خود را براي هميشه تغيير داد)). سيرو سلوك عطار عطاربعد از اين اتفاق دست از كسب و كار كشيد و به خدمت شيخ الشيوخ ((عارف ركنالدين اكاف))رفت كه در آن زمان عارف معروفي بود و به دست او توبه كرد و به رياضت و مجاهدت با نفس مشغول شد. عطار سپس قسمتي از عمر خود را به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در اين سفرها بسياري از مشايخ و بزرگان زمان خود را زيارت كرد و در همين سفرها بود كه به خدمت مجدالدين بغدادي رسيد. گفته شده هنگامي كه شيخ عطار به سن پيري رسيده بود،بهاءالدين محمد پدر جلالالدين بلخي با پسر خود به عراق سفر ميكرد كه درمسير خود به نيشابور رسيد و توانست به زيارت شيخ عطار برود، شيخ نسخهاي از اسرار نامه خود را به جلالالدين كه در آن زمان كودكي خردسال بود، داد. عطار مردي پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاري و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پيري خود كه به گوشهگيري ازخلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. آثار عطار عطار نيشابوري در رشته هاي مختلف دانش هاي عصر خويش متبحر شد. او کسي بود که هم در عرفان گام بر مي داشت و هم در دانش ديني ، پزشکي ، تفسير ، فنون ادبي ، فقه ، حديث ، داروشناسي ، نجوم و... چهره مشهور زمان خود بود. فريدالدين عطار نيشابوري کتابهاي متعدد نوشت. با مروري برآثار نظم و نثر وي ميتوان دريافت كه وي علاوه برشعردر علومي چون طب، گياهشناسي ، نجوم، قرآني ، حديث و تفسير نيز تبحر داشته است. برخي از مورخان تعداد آثار او را از 100 عنوان نيز بيشتر دانسته اند. نام برخي آثار فريدالدين عطار نيشابوري چنين است : تذکره الاوليا ، منطق الطير ، اسرارنامه ، الهي نامه ، ديوان شعر ، مصيبت نامه ، مختارنامه ، جواهرنامه جواهرالذات،وصيت نامه ،بلبل نامه ،حيدرنامه ،اشترنامه ،مختارنامه ،شاهنامه ،خسرونامه ،مظهرالعجايب ـ هيلاج نامه ـ لسان الغيب، مفتاح الفتوح و آثار متعدد ديگر. مقام عطارنيشابوري در عرفان و ادب بسيار بالا است که حتي مولوي او را مي ستايد و مي گويد: هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم يا:عطار روح بود و سنايي دو چشم او / ما از پي سنايي و عطار آمديم . الهي نامه عطار داستان الهي نامه عطار عبارت است از گفت وگوي پدري با شش پسراش كه هركدام به ترتيب خواستار دختر شاه پريان، جام گيتينما ، جادو ، آب حيات ، انگشتري سليمان و كيميا شدهاند.الهي نامه عطار نمودارفكر دو نسل متفاوت و نمايشگر مبارزهاي است با خرافات و اوهام بشري كه در طي زمان ، اذهان مردم سست را به خود مشغول داشته است اين كتاب شامل شش باب، تاثيرآيات قرآن ، احاديث و ضرورت الامثال ، مضامين عربي ، ماخذ داستانها ، شرح احوال اعلام الهي نامه ، مقايسه الهي نامه با ديگر آثار عطار، اصطلاحات عرفاني، ديني،ضرب الامثال فارسي، لغات و تركيبات، كنايات و شرح آنها ميباشد. منطقالطير عطار مهمترين و مشهورترين مثنوي عطار، منطقالطير است. سبب اهميت آن از دو جهت است يكي شيوه تلفيق داستان و ديگر نتيجهاي كه از آن به دست ميآيد. «منطق الطير» يا «مقامات طيور» مثنويي است در بحر رمل مسدّس مقصور، كه تعداد ابيات آن در ميان نسخ چاپي به اختلافات آمده است. تعبير «منطق الطير» مأخوذ از آيه شريفه: «و ورث سليمان داوود و قال يا ايها الناس علّمنا منطق الطير» كه مفسران آن را به معني ظاهر خود يعني دانستن و پي بردن به سخن و آهنگ مرغان تفسير كردهاند و چند حكايت از گفت و گوي سليمان با مرغان باز گفتهاند و شيخ عطار در وصف خاتم سليمان، همين معني را اراده كرده است: زنام آن نگينش شد نه از غير رموز مور كشف و منطقالطير اما منظور شيخ عطار درتسميه «منطق الطير»، زبان استعداد و ظهور مرتبه و مقام هر از مردان و روندگان طريق حقيقت است چنانكه در آخر اين منظومه پرده از روي اين راز برگرفته و آشكارا بيان كرده است: من زبان و نطق مرغان سر به سر با تو گفتم فهم كن اي بي خبر در ميان عاشقان مرغانياند كر قفس پيش از اجل در ميپرند جمله را شرح و بياني ديگر است زانكه مرغان را زباني ديگر است پيش سيمرغ آن كسي اكسير ساخت كو زبان جمله مرغان شناخت كتاب منطقالطير، پس از حمد خدا و نعت رسول و ذكر مناقب چهار يار و اندرز به متعصبان، شروع ميشود و به وصف سيزده مرغ كه هر يك نمودار صفتي هستند ميپردازد و در وصف آنها از قصص ديني و اطلاعات ساده عاميانه استفاده ميكند. در حقيقت اين قسمت به منزله زمينهسازي و تمهيد مقدمات براي ورود در اصل مطلب وطرح اساسي كتاب است. طرح كلي كتاب عبارت است از اجتماع مرغان و مجمع ساختن آنها براي برگزيدن و پيدا كردن پادشاهي كه بر آنها فرمانروايي كند زيرا معتقد بودند كه بدون پادشاه زندگاني كردن و آسوده زيستن، كاري دشوار و صعبناك است. در آن مجمع هدهد بپا ميخيزد و سخن ميگويد و خود را بدانكه فرستاده سليمان سوي بلقيس بوده، وصف ميكند و سيمرغ را شايسته سلطنت و فرمانروايي بر مرغان معرفي مينمايد و زان پس هر يك از مرغان عذري پيش ميآورند و از طلب سيمرغ و جايگاه وي تن ميزنند، ولي هد هد هر يك را جوابي شايسته ميدهد و اقناع ميكند تا همگان او را به هدايت و پيشوايي بر ميگزينند و او بر كرسي مينشيند و مجلس گفتن آغاز ميكند. مرغان مشكلات خود را عرضه ميكنند و هدهد، پاسخ صواب و درست ميدهد ومنازل و مدارج طلب را به شرح باز ميگويد. مرغان به راه ميافتند و اكثر در طلب مقصود، جان ميبازند تا سي مرغ نحيف و بال و پر سوخته به حضرت سيمرغ ميرسند و آنجا مييابند كه طالب و مطلوب يكي است. زيرا آنها سي مرغ طالب بودند كه مطلوبشان «سيمرغ» بود. مقصد حقيقي عطار در اين مثنوي بيان كيفيت وجود يا بر رسُتن طلب در دل طالب و رسيدن او به درجه ارادت است كه اين معني راضمن مجمع ساختن مرغان و انتخاب هدهد به رهنموني، به اشارت و كنايت بازگو نموده است و پس از آن به ذكر حالات مختلف مريدان و… خطراتي كه به دقت سلوك براي آنها پيش ميآيد پرداخته و علاج هر يك را باز گفته و موانع و قواطع طريق را نشان داده است. دراين مثنوي، از سير سلوك اليالله و مقامات تبتل تافنا كه آخرين مرحلهاي است كه مرغان بدان واصل شدهاند، بحث ميشود. ولي بيشتر نظر شيخ متوجه به ذكر آفات سلوك و موانع طريق است و راستي آنكه عطار خوب توانسته است آن امراض و آفات را تشخيص كند و علاج آنها را بار نمايد. سبك عطار سبك عطار، سبكي ساده و روان است. دركلامش تمايلي به تكلف و تصنع ديده نميشود. زبانش دلنشين و گفتارش شيرين است. ضمن سادگي، قدرت شاعري و دقت توأم با حكمت او احساس ميشود. در همه آثار ـ از جمله منطقالطير ـ سخنش با سوز و دردي عارفانه و عاشقانه همراه است و همين امر سبب ارتباطي عميق و دوستانه بين عطار و خوانندگان آثار او ميشود. در شعر، از رودكي و فردوسي و ناصرخسرو و فخر گرگاني، تأثيرپذيري داشته است «در طنين بعضي قصايد او نيز گاه چيزي شبيه به آواز «خاقاني» به گوش ميرسد. اين خاقاني معاصر اوست و البته بعيد است كه عطار به عمد آثار او را تقليد كرده باشد. ظاهر، آن است كه آنچه بين خاقاني و عطار مشترك مينمايد در حقيقت ميراث نفوذ «سنايي» است كه هر دو شاعر در قبول نفوذ او اشتراك داشتهاند. همين نكته را در باب جهات مشابهت عطار با نظامي نيز ميتوان گفت. با اين همه چنان مينمايد كه شباهت فكر ـ و حتي گاه لفظ ـ بين عطار و نظامي بيشتر از آن است كه آن را بتوان مختصر گرفت». آثار عطار ـ كه از نمونههاي خوب ادبيات تعليمي به شمار ميروند ـ به آيات و احاديث و امثال و حكايات ظريف آميخته است. مطالب غامض و پيچيده را با لطافتي خاص به خواننده خود منتقل ميكند، معمولاً توجهي به اثبات نظر خود و رد و نقض نظريه مخالفان ندارد. به همين سبب است كه خوانندگان آثارعطار ـ بويژه منطقالطير ـ ممكن است متوجه عمق مطالب و نكات دقيق آثار او نشوند و به رموز عرفاني سرودههاي عطار دست نيابند. «براستي آنكه شيخ در بيان مضاميني عرفاني به عبارات و اسلوب شاعرانه، سخت هنرمند و زبردست است و اين نكته از مقايسه آثار او با حديقه سنايي و مخزنالاسرار نظامي كه گاه به گاه تصوف را به شعر آميخته است به خوبي ادراك توان كرد». حكايات منطقالطير عطار پس از شروع به مطلب اصلي كه اجتماع و مشورت مرغان است به شرح هفت وادي ميپردازد و در ضمن، يك يا چند حكايت را براي تأييد و تأكيد، نقل ميكند. اين حكايات غالباً كوتاه و ظريف است و شيخ آنها را به الفاظ ساده و فصيح و تعبيرات دلكش و مؤثر آراسته است. كوتاهترين حكايت درمنطقالطير حكايتي است از رابعه كه نمونه خوب ايجاز غيرمخل است: بيخودي ميگفت در پيش خداي كاي خدا آخر دري برمن گشاي رابعه آنجا مگر بنشسته بود گفت اي غافل كي اين در بسته بود؟ بلندترين قصه در منطقالطير، داستان شيخ صنعان است كه پيش از چهار صد بيت دارد. داستان شيخ صنعان يكي از داستانهاي عاشقانه و هيجانانگيز و از شاهكارهاي عطار است. شيخ صنعان كه پير وقت خويش بوده است و مريدان فراوان داشته، از قضاي بد گرفتار عشقي ميشود كه او را رسواي عام و خاص ميكند و دين و عقل را توأمان در راه عشق دختر ترسا ميبازد و به خاطر معشوق، آيين ترسايي برميگزيند و زنـّار ميبندد و خوكباني ميكند و قرآن ميسوزاند. اينكه شيخ صنعان كه بوده است و آثار وجودي افسانهاي يا حقيقي است، موضوعي است كه درباره آن سخنها گفتهاند و حتي اشاره به آنها هم از حوصله اين مقدمه خارج است هدف عطاراز داستان شيخ صنعان هدف شيخ از داستان شيخ صنعان، بيان مقاصد اخلاقي و عرفاني است. ترس و خشيتي است كه صوفيه از سوء عاقبت داشتهاند و البته اين ترس و دغدغه سبب زهد و خشيت ميشده است. عطار با طرح داستان شيخ صنعان اين نكته را متذكر شده است كه اوليا نيز از سوء عاقبت در امان نبودهاند والمخلصون علي خطر عظيم. داستان شيخ صنعان يك داستان رمزي است. سرگذشت روح پاكي است كه از دنياي جان به عالم ماده ميآيد و درآنجا گرفتار تعلقات ميگردد. به همه چيز آلوده ميشود و به هر گناه دست ميزند، حتي اصل و گوهر آسماني خود را فراموش ميكند و به آلايش هاي مادي انس ميگيرد. اما جذبه غيبي او را سرانجام در ميربايد. او را به مقر علوي، به دنياي صفا و پاكي ميبرد و نجات ميدهد… شيخ صنعان روح پاكي است كه به دنياي اسلام، دنياي نور و صفا تعلق دارد اما عشق جسماني ـ عشق يك دختر ـ او را به دنياي ترسايي، دنياي ماده و گناه، دنياي شرابخواري و خوكباني ميكشاند. و به دام تعلقات مياندازد. آنجا اصل خود را مسلماني خود را، و حتي شيخي خود را فراموش ميكند اما اگر او همه چيز را فراموش كرده است عنايت ايزدي او را فراموش نميكند، به ياري او ميشتابد، او را از خود ميربايد و باز به ديار… ـ ديار روشني و صفا ـ ميكشد و عاقبت بخير ميكند. ويژگي سخن عطار، يكي از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاريخ ادبيات ايران است. سخن او ساده و گيراست. او براي بيان مقاصد عرفاني خود بهترين راه را كه همان آوردن كلام ساده و بي پيرايه و خالي از هرگونه آرايش است انتخاب كرده است. او اگر چه در ظاهر كلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحكام سخن استاداني همچون سنايي را ندارد ولي آن گفتار ساده كه از سوختگي دلي هم چون او باعث شده كه خواننده را مجذوب نمايد و همچنين كمك گرفتن او از تمثيلات و بيان داستانها و حكايات مختلف يكي ديگر از جاذبه هاي آثار او ميباشد و او سرمشق عرفاي نامي بعد از خود همچون مولوي و جامي قرار گرفته و آن دو نيز به مدح و ثناي اين مرشد بزرگ پرداختهاند ديدار با مولوي گفته شده در هنگامي كه شيخ به سن پيري رسيده بود بهاءالدين محمد پدر جلالالدين بلخي با پسر خود به عراق سفر ميكرد كه در مسير خود به نيشابور رسيد و توانست به زيارت شيخ عطار برود، شيخ نسخهاي از اسرار نامه خود را به جلال الدين كه در آن زمان كودكي خردسال بود داد. عطار مردي پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاري و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پيري خود كه به گوشه گيري از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. وفات در مورد وفات او نيز گفتههاي مختلفي بيان شده و برخي از تاريخ نويسان سال وفات او را ۶۲۷هجري قمري دانستهاند و برخي ديگر سال وفات او را ۶۳۲ و ۶۱۶دانستهاند ولي بنابرتحقيقاتي كه انجام گرفته بيشتر محققان سال وفات او را ۶۲۷هجري قمري دانستهاند. در مورد چگونگي مرگ او نيز گفته شده كه او در هنگام يورش مغولان به شهر نيشابور توسط يك سرباز مغول كشته شده است.شيخ بهاءالدين در كتاب معروف خود كشكول اين واقعه را چنين تعريف ميكند وقتي لشكر تاتار به نيشابور رسيد اهالي نيشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشيري توسط يكيازمغولان بردوش شيخ خورد كه شيخ با همان ضربت از دنيا رفت. اما برخي ديگر نيز نوشته اند:شهر مقام نيشابور پس از 3 روز مقاومت سرسختانه ، سقوط کرد و مغول ها وارد شهر شدند.مغول ها بعد از ورود به نيشابور ، ابتدا حاکم اين شهر را کشتند و سپس مردم را به صحرا بردند. همه مردها طبق فرمان خان مغول ، قتل عامل شدند. حرص خونريزي مغول ها به قدري زياد بود که حتي سگها و گربه هاي نيشابور را کشتند و حدود 20 روز به بازرسي خانه ها پرداختند تااشياي ارزشمند را غارت کنند. بعد از غارت شهر، به تخريب و سوزاندن شهر مشغول شدند. به اين ترتيب ، شهري که چند ميليون جمعيت داشت در طول سه هفته چنان ويران شد که آثار حيات به سختي در آن پيدا بود. مغول ها ، همه گوشه و کنار شهر و همه سرداب ها و آب انبارها و باغها را نيز گشتند تا اگر موجود زنده اي ببينند ، از بين ببرند. در همين زمان دختر چنگيز نيز دستور تازه اي صادر کرد و گفت : اين شهر را چنان صاف و ويران کنيد که بتوان در آن زراعت کرد. مغول ها ، دستور دختر چنگيز را فورا اجرا کردند و بعد از صاف و ويران کردن کل شهر ، 7 روز بر آن آب بستند. نوشته اند تعداد کشته شدگان شهر نيشابور در جريان هجوم مغول به آنجا، بيش از 1748000 نفر بوده است. يکي از کساني که در واقعه جانگداز نيشابور به قتل رسيد ، «فريدالدين عطار نيشابوري» شاعر ، اديب ، انديشمند و عارف بزرگ تاريخ ايران است. ضربت شمشيري توسط يكي از مغولان بر دوش شيخ خورد كه شيخ با همان ضربت از دنيا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاري شد شيخ بزرگ دانست كه مرگش نزديك است. با خون خود بر ديوار اين رباعي را نوشت: در كوي تو رسم سرفرازي اين است مستان تو را كمينه بازي اين است با اين همه رتبه هيچ نتوانم گفت شايد كه تو را بنده نوازي اين است آرامگاه مقبره شيخ عطار در شاريخ واقع در جنوب نيشابور است و چون در عهد تيموريان مقبره او خراب شده بود به فرمان امير عليشيرنوايي وزير سلطان حسين بايقرا مرمت و تعمير شد. عطار در دنياي امروز . فريدالدين عطار نيشابوري مهم ترين شاعر و عارف مسلمان نيمه دوم قرن دوازدهم ميلادي است كه آفرينش شاهكاري چون منطق الطير،او را به شاعري جهاني تبديل كرده است. طبق آمار سايت آمازون آمريكا و انگلستان تا امروز بيش از 27 ترجمه از آثار و كتاب هاي اين شاعر بزرگ در سراسر جهان انتشار يافته است كه در اين ميان منطق الطير با شانزده ترجمه و شيوه هاي مختلف چاپ رتبه نخست، تذكره الولياء با پنج ترجمه مختلف رتبه دوم و الهي نامه با دو ترجمه رتبه سوم را كسب كرده است. از نظر فروش نيز منطق الطير با بارها تجديد چاپ از سوي ناشران خود در كشورهاي مختلف، جايگاه نخست را در ميان آثار عطار به خود اختصاص داده است. داستان هايي كه عطار در منطق الطير بازگو مي كند، آن قدر براي اروپائيان جاذبه دارد كه ژان كلود كاريه، نمايشنامه نويس معروف تئاتر فرانسه نمايشي را بر اساس اين كتاب برجسته به روي صحنه برده است. آثار عطار تا امروز به صورت کامل و گزيده به زبان هايي چون آلماني، انگليسي، فرانسوي، عربي، ترکي، بنگالي، سوئدي، اردو، ازبکي، ارمني و اسپانيايي ترجمه شده است. شايد دليل استقبال جهاني از آثار عطار اين باشد كه به گفته مهدي محبتي، استاد زبان و ادبيات فارسي، زباني که اين شاعر بزرگ در آثار خود به کار گرفته است، کمتر از افسردگي و ملال برخوردار است و هيچ يک از قصه هاي فرعي در آثار عطار بي دليل وارد ماجراي اصلي قصه نشده و هر يک در زيبايي داستان نقشي دارند. آثاري از عطار كه به زبان هاي انگليسي، اسپانيايي و فرانسوي ترجمه و در سايت آمازون آمريكا و انگلستان معرفي شده است، به شرح زير است: فريدالدين عطار و سنت صوفي گري ايراني، انتشارات I. B. Tauris و دانشگاه SOAS لندن، ژوئيه 2006 (خرداد 1385)، جامع ترين كتاب درباره آثار ادبي عطار و صوفي گري ايراني حاصل تحقيقات 16 پژوهشگر از سراسر جهان. اقيانوس روح: داستان هاي فريدالدين عطار نيشابوري درباره انسان ها، جهان و خدا (از مجموعه كتاب هاي راهنماي مطالعات شرق شناسي)، انتشارات بريل آمريكا، ژوئيه 2003 . منطق الطير: تمثيل صوفيانه_نسخه خلاصه شده منطق الطير فريدالدين عطار، انتشارات خدمات آموزشي آسيايي، هندوستان، آوريل 2003. منطق الطير با ترجمه رفيق عبدالله، انتشارات اينترلينك بوكز، آمريكا، چاپ اول: ژانويه 2003، چاپ دوم: مارس 2003. منطق الطير: چكيده آثار كلاسيك صوفيانه عطار، انتشارات فرانسز لينكلن، انگلستان، اكتبر 2002. منطق الطير: سير و سلوك به سوي خدا، انتشارات ردويل ويزر، آمريكا، اكتبر 2001. منطق الطير (روش هاي تصوف)، انتشارات كانتينيوم اينترنشنال، آمريكا، سپتامبر 2000. 72 Santos Sufis : فريدالدين عطار، انتشارات اديتوريال هاستيناپورا، اسپانيا، آوريل 2000. عطار: داستان هاي كلاسيك اسلامي براي نوجوانان، انتشارات اي بي سي اينترنشنال، آمريكا، ژانويه 2000. منطق الطير، بخش آمريكايي انتشارات راندوم هاوس، جولاي 1999. منطق الطير، انتشارات پي آي آر، آمريكا، نوامبر 1998. منطق الطير، انتشارات انجمن متون اسلامي، انگلستان، ژوئيه 1998 (در دو نسخه جلد كالينگور و مقوايي). افسانه هاي ايراني: منطق الطير، انتشارات LLanerch ، انگلستان، مه 1995. پرندگاني كه به ماوراي زمان پريدند: فريدالدين عطار و آن بارينگ، انتشارات شمبهالا، آمريكا، ژانويه 1994. روحانيون و عرفاي مسلمان: بخش هايي از تذكره الاولياء، انتشارات آركانا، انگلستان، چاپ اول: سپتامبر 1988، چاپ دوم: آوريل 1990. منطق الطير، انتشارات آركانا، انگلستان، چاپ اول: مه 1985، چاپ دوم: سپتامبر 1988. تذكره الاولياء، انتشارات كازي، آمريكا، ژانويه 1987. منطق الطير، انتشارات پنگوئن آمريكا، چاپ اول: مارس 1984، چاپ دوم: جولاي 1984. منطق الطير: بر اساس اشعار فريدالدين عطار، انتشارات دراماتيك پابليشرز، آمريكا، چاپ اول: ژانويه 1982 ، چاپ دوم: اوت 1982. روحانيون و عرفاي مسلمان: بخش هايي از تذكره الاولياء، انتشارات روتلج، انگلستان، چاپ اول: جولاي 1966، چاپ دوم: مارس 1979. الهي نامه، انتشارات دانشگاه منچستر، آمريكا، مارس 1977. تذكره الاولياء، انتشارات اپكس بوكز كانسرن آمريكا، دسامبر 1975. چند رباعي از مختار نامه عطار: 1-عمري به هوس گذاشتي خيز و برو سر بر كه و مه گذاشتي خيز و برو داني تو كه هر كه زار ناچار بمرد به از من و از همچو تو بسيار بمرد 2-از مال جهان جز جگري ريشم نيست اينست و جز اين هيچ كم و بيشم نيست از خويشتن و خلق به جان آمده ام يك ذره دل خلق و سر خويشم نيست گزيدهاي از اشعار اي هجر تو وصل جاوداني اندوه تو عيش و شادماني در عشق تو نيم ذره حسرت خوشتر ز وصال جاوداني بي ياد حضور تو زماني كفرست حديث زندگاني صد جان و هزار دل نثارت آن لحظه كه از درم براني كار دو جهان من برآيد گر يك نفسم به خويش خواني با خواندن و راندم چه كار است؟ خواه اين كن خواه آن، تو داني گر قهر كني سزاي آنم ور لطف كني سزاي آني صد دل بايد به هر زمانم تا تو ببري به دلستاني گر بر فكني نقاب از روي جبريل شود به جان فشاني كس نتواند جمال تو ديد زيرا كه ز ديده بس نهاني نه نه، كه به جز تو كس نبيند چون جمله تويي بدين عياني در عشق تو گر بمرد عطار شد زنده دايم از معاني [ یکشنبه هجدهم آذر 1386 ] [ 18:13 ] [ مهران محمدی ]
نگاهی به عوامل و پیامد دوستی های خیابانی گریز از تنهایی همه چیز از یک غفلت ساده شروع شد ، تو راه مدرسه چند بار دنبالم راه افتاده بود، اونقدر تو گوشم شعر و آواز خوند که رامش شدم، بهش اعتماد کردم ، فکر کردم فرد ایده آلي که تو رویاهام دنبالش مي گشتم رو پیدا کردم ، یک تکیه گاه ، یک سنگ صبور. چند هفته گذشت ،با نگاه هاي زيركانه اش داشت طعم عاشقي رو بهم مي چشوند ، یک روز جواب سلامش رو دادم و ازش شماره گرفتم. قصه عشق و عاشقی ما داشت شروع می شد . هر روز از وقتی که از مدرسه می اومدم تا وقتی که شب می شد چند بار تلفنی با هم حرف می زدیم . حرفاش شیرین بود. کم کم به صداش عادت کردم طوري كه اگه یک روز به هم زنگ نمی زد داغون می شدم . زمان آرام و شیرین می گذشت . با حرفهای قشنگش عاشقم کرد ، دیوونه صداش ، لحنش ، حرفاش و خنده هاش شده بودم. یک روز که خونه بودم تلفن زنگ زد، از پشت تلفن جز بد و بیراه چیزی به گوشم نرسید ،تازه وقتی می خواست تلفن رو قطع کنه فهمیدم خواهر احمده .از تموم حرفاش فقط يك چيز خوب به يادم موند‹دست از سر برادرم بردار›. مادرم فهمید بعد پدرم و بعد همه ی اعضای خانواده. به روی خودم نیاوردم گفتم عاشقی دردسر داره ، ما همدیگه رو دوست داریم ، سرزنش ها و حرفهای تلخ همه رو تحمل کردم. زمان سپری شد ، همه چیز از ذهن ها پاک شد جز حس تلخ بی اعتمادی خانواده ام نسبت به من . زمان بی توجه به ما باز هم سپری می شد . دیگه صحبت هفته ها و ماهها نبود . پنج سال از قصه عشق و عاشقی من و احمد می گذشت . تو این مدت از همه خواستگارام گذشتم و تو روی خونواده ام ایستادم، در مقابل تمام نصیحت های خانواده ام موضع می گرفتم حتی در مقابل حرف های منطقی اونها. هیچ کس حق بدگویی از احمد رو پیش من نداشت. لجوج و گوشه گیر شده بودم. تمام فکر و ذکرم شده بود احمد. منی که جزو بهترین شاگردان کلاس بودم نتونستم وارد دانشگاه شم. هیچ کدوم از این سختی ها و فشارهای روحی رو به روی خودم نمی آوردم چون به خاطر احمد حاضر بودم از خیلی چیزهای با ارزشم بگذرم همان طور که از عفت و پاکدامنیم گذشتم. اواخر، مدتی بود که احمد کمتر بهم زنگ می زد، دیگه از حرفها و خنده های قشنگ سابقش خبری نبود. وقتی علت تغییر رفتارش رو مي پرسیدم، طفره می رفت، می گفت هیچی نشده، ولی من هیچی سرم نمی شد، مطمئن بودم داره اتفاقاتی می افته ولی چون دلم نمی اومد ناراحتش کنم اغلب اوقات کوتاه می اومدم و براي گرفتن جوابم پا فشاري نمي كردم. یک روز بعدازظهر با دوستم داشتیم تو خیابون قدم می زدیم ماشین احمد رو دیدم با خود احمد و ... سرم گیج رفت، یک لحظه خواستم بلند داد بزنم ولی نتونستم. یک راست اومدم خونه، گوشی رو برداشتم تا بهش زنگ بزنم. بیشتر از صد بار بهش زنگ زدم تا بالاخره گوشی رو برداشت.صداي خودش نبود، يه دختر جوان گوشي رو برداشت، تلفن رو قطع كردم. بغضم ترکید، داشتم خفه می شدم.دوباره زنگ زدم اين دفعه خودش برداشت، بهش گفتم چی دیدم. من داشتم می مردم و لي اون فقط می خندید. صدای خنده اش هنوزم تو گوشمه. اون به من و عشق پاکم و به همه سادگی هام خندید و با گفتن اين جمله كه ازدواج كرده گوشی رو قطع کرد. داغون و عصبی بودم. تا شب مثل دیوونه ها داد زدم و گریه کردم، نمی دونستم چطور باید خودم رو آروم کنم. رفتم سراغ کشوی داروها، هر چی قرص آرام بخش واعصاب بود برداشتم و خوردم. بعد از چند دقیقه دیگه نفهمیدم چی شد توی بیمارستان اولین چیزی که بعد از بازکردن چشمام دیدم، چشمان گریان مادر و قیافه در هم پدرم بود. تازه فهمیدم علاوه بر خودم، به اونها هم ظلم کردم. چند روز بعد وقتی اومدم خونه دوباره به احمد زنگ زدم. آرام و خونسرد بهم گفت که از اول هم قصد ازدواج با من رو نداشته، بهم گفت که باید از رفتار و حرکاتش می فهمیدم و لابد می خواست بهم بفهمونه که بخاطر سادگی خودم بوده که قصد و نییتش رو نفهمیدم و این یعنی اینکه مقصر اصلی منم. دریغ از یک عذرخواهی کوچولو گوشی رو قطع کرد تا قصه عشق دروغین ما خاتمه پیدا کنه. حالا من موندم و یاد و خاطره تلخ سالهای گذشته با یک دنیا یاس و سرخوردگی، چند مشت قرص اعصاب و آرام بخش، نگاههای کج و بی اعتمادی خانواده ام و... جملات بالا صحبتهای دختر 23 ساله ای است که تمام شادابی واحساسات باخته اش را قربانی یک عشق خیابانی می داند چیزی که به گفته خودش عشق نبوده بلکه یک احساس پوچ تو خالی و یک هوس زودگذر بوده که آرام و بی صدا وجودش را به خاکستر تبدیل کرد. ر.م. 24 ساله و دانشجوی رشته ادبیات نیز در رابطه با این معضل دامن گیر نسل سوم می گوید: دوستی های خیابانی ریشه در احساسات زنجیر شده افراد دارد بطوری که وقتی یک جوان در محیط خانه از داشتن برخی امکانات محروم می ماند و خانواده نیز او را از انجام برخی کارها برحذر می دارد، فرد با یک بحران روحی مواجه گشته و برای فرار از وضعیت به وجود آمده و غلبه بر حالت درونی اش به محیط بیرون از خانه پناه می برد، او دنبال فردی می گردد تا کمبودهای عاطفی و روحی که خانواده به وی تحمیل کرده است را جبران نماید. در این رهگذر هیچ کس نمی تواند به اندازه یک جوان هم سن و سال و از جنس مخالف تاثیرگذار باشد. آنها درگیر ودار گریز از خود و خانواده و در برخورد با هر فردی که کوچکترین محبتی به او بکند، عقلش را تابع احساساتش گردانده و به هر رابطه ای تن می دهد. او در ادامه می گوید: هیچ دوستی خیابانی، بدون وارد کردن دروغ و آنچه به دور از حقیقت است شکل نمی گیرد از این رو کمتر سراغ داریم که افراد در دوستی های خیابانی صادقانه با هم برخورد کنند و باز کمتر سراغ داریم که دوستی هایی که منجر به ازدواج می شوند پایدار بمانند چرا که وقتی در زندگی مشترک حقیقت چهره افراد مشخص می شود برای طرف مقابل، قابل تحمل نیست. گاهی اوقات هم بيشتر دوستی های خیابانی به درخواست های نامشروع و غیر اخلاقی ختم می شود، اتفاقی که اگر به وقوع بپیوندد هیچ انگیزه ای برای فرد درخواست کننده باقی نمی گذارد و پایه های دوستی را سست می کند. وی می افزاید: در هر صورت نمی توان انتظار داشت که دوستی های خیابانی شکل دهنده یک زندگی ایده ال باشد چرا که تفاهم و صداقت چیزی نیست که افراد بتوانند به سادگی و در موارد مختلف به آن دست یابند مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد و افراد با شناخت عمیق نسبت به هم به تفاهم دست پیدا بکنند که این هم مستلزم ایجاد ارتباطات خانوادگی ، معاشرت های اجتماعی ، سطح آگاهی و نوع برخورد هاست. ص. الف 26 ساله و فارغ التحصیل رشته ی حقوق نیز روابطی را که به منظور آشنایی و شناخت بیشتر طرفین جهت ازدواج با یکدیگر باشد را مثبت می داند و در این باره می گوید: من معتقدم حتی این اینگونه روابط هم باید با آگاهی خانواده ها صورت گیردچرا که آنها طی سالیان دراز زندگی اشان ، تجربیاتی را کسب کرده اند که ما ازآنها بی بهره ایم. او می افزاید: اگر روابط در حد متعارف و با رعایت کردن موازین اسلامی بوجود آید می تواند کمک بزرگی به فرد باشد تا با یک شناخت عمیق و درست دست به انتخاب شریک زندگی اش بزند ولی باید این مطلب را هم مد نظر داشته باشیم که اکثر این روابط به قصد ازدواج صورت نمی پذیرد بنابراین جوانان باید دقت زیادی داشته باشند که گول حرف های چرب و نرم را نخورند و به هر کسی اعتماد نکنند. س. م 21 ساله و دانشجوی کارشناسی رشته ی پرستاری هم چنین می گوید : مهمترین عاملی که باعث می شود تا فرد جوان به دوستی با جنس مخالف روی آورد نیاز به همدم و هم صحبت است . جوان به لحاظ شرایط سنی و روحی خاص، گاه با بحران های شدید روحی مواجه می گردد و برای آرامش بخشیدن به وجودش و ارضا خود از لحاظ روحی اقدام به دوستی با جنس مخالف می نماید. البته این مسئله بیشتر در مورد دختران صادق است چرا که آنها به لحاظ روحی حساستر از پسران هستند و بیشتر از پسران به همصحبت نیاز مندند. او معتقد است اغلب دوستی ها به قصد و نیات نا مشروع صورت نمی پذیرد ولی پس از مدتی و بنا به شرایط های خاصی که پیش می آید بالاخره این اتفاق می افتد. همین مسئله بطور غیر مستقیم تاثیر خود را بر روی افراد می گذارد بطوری که اغلب ناخواسته رابطه ها از هم می گسلد چرا که هیچ انگیزه ای برای ادامه روابط در دو طرف باقی نمی ماند و با ایجاد یک حس مبهم بی اعتمادی همه چیز خاتمه یافته و فرد با یک دنیا فشار عصبی و سرگشتگی و احساس گناه رها می گردد. ************ اگر کمی در فتار های اطرافیانمان دقیق شویم می بینیم که نظیر چنین افرادی اصلا کم نیست. نوجوانان و جوانانی که به خاطر یک اشتباه کوچک و یک تصمیم نا معقول بهترین دوران زندگی اشان را که زمان لذت بردن از زندگی و انجام فعالیت های سالم است را به کام خود وخانواده هایشان تلخ می کنند. در حال حاضر روابط نا مشروع بین دختر و پسر و به اصطلاح دوستی های خیابانی با از دست دادن قباحت خود به عنوان یک رفتار ضد اجتماعی و نا هنجار، به یک معضل دامنگیر برای نسل سومی ها تبدیل شده است . اینکه چه عواملی باعث بروز چنین رفتاری از سوی نوجوانان و جوانان می شود باید به صورت جدی از سوی کارشناسان و مسئولینی که در رابطه با مسائل و مشکلات جوانان فعالیت می کنند ریشه یابی و موردآسیب شناسی قرار بگیرد. اکثر نوجوانان به علت نقص نسبی در قدرت تفکر و استدلال، از پیامد چنین رابطه هایی غافلند و این بزرگتر ها هستند که باید چاره ای بينديشند چرا كه خانواده به عنوان تاثیر گذارترین نهاد اجتماعی بیشترین تاثیر را در تریبت افراد ایفا می نماید. بی شک فقر عاطفی ناشی از نا امن بودن خانه بنا به هر دلیلی از جمله طلاق یا مشاجره های مداوم و طولانی مدت پدر و مادر ، فقر فرهنگی ، وجود یک سری سنت های غلط در خانواده، پایبند نبودن اعضای خانواده به اصول و ارزش های اسلامی ، اعتیاد و هزاران موارد دیگر هر یک به تنهایی می تواند نوجوان را با یک وضعیت بحرانی حاد و غیر قابل تحمل روبرو کرده و او را به فردی عاصی تبدیل نمايد که برای جبران این کمبود ها و فرار از شرایط پیش رو یش ، خود را به دامن جامعه و اجتماع رها سازد غافل از اینکه این رهیدن سرآغاز غلطیدن در سرابی است که هر فرد فرصت طلب و سود جویی می کوشد تا به گونه ای از ان سود بر گیرد. من بزرگ شده ام... تحقیقات نشان می دهد که بیشترین گرایش افراد به جنس مخالف در سنین نوجوانی رخ می دهد چرا که در ان دوران فرد به لحاظ گذران یک دوره بخصوص دچار بحران شخصیتی شده و به هر طریق ممکن می خواهد خود و وجودش را به اثبات رسانده و هویت خود را معنا کند. اغلب اوقات همزمانی دوران بلوغ با سنین نوجوانی فرد را دچار چالش می کند.طی این دوران با ترشح هورمونهایی ، ساختار های درونی فرد دستخوش تغییراتی می شود بطوری که رفتار هایش به یکباره از زمین تا آسمان نسبت به گذشته تغییر می کند. او می خواهد مستقل تصمیم گرفته و مستقل عمل نماید تا بزرگ شدنش را به اثبات برساند . گرایش او به خود نمایی و خود بینی افزایش می يابد . ایجاد ارتباط با جنس مخالف جهت ابراز وجود و احساسات درونی اش از جمله موارد خود نمایی است که در کنار دیگر رفتار ها نمود پیدا می کند . طبق یافته های به دست آمده از سوی پژوهشگران بیشتر تغییراتی که به واسطه ی دوران بلوغ در نوجوان دیده می شود در قسمت جلوی مغز اتفاق می افتد.کاهش قدرت برنامه ریز ی، اولویت بندی و کاهش قدرت استدلال و درک دیگران از نتایج بارز چنین تغییری به حساب می آیند. مجموعه ی این عوامل دست در دست یکدیگر می دهند تا قدرت تشخیص شرایط و مسائل اجتماعی را از او بگیرند و این مسئله خود بیشتر از هر مورد دیگری بر تزلزل شخصیتی فرد دامن می زند. بی تردید دوران بلوغ یکی از حساس ترین دوران زندگی اشخاص در طول عمرشان به حساب می آید که گذران نا موفق ان پیامد های بسیار هولناکی را می تواند در پی داشته باشد . آنچه که مسلم است این است که بلوغ تاثیراتش را فقط بر جسم افراد نمی گذارد بلکه روح آنها بیشتر از جسمشان متحول می شود بنابر این اعمال هر گونه رفتار نسنجیده و نا بجا از سوی خانواده و اجتماع بر نوجوانان به منزله خنجری بر پیکره ی آنها ست که شاید برای همیشه تمام ابعاد زندگی او را تحت الشعاع قرار دهد. دکتر علایی جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور اردبيل در این مورد می گوید: درست است که در بسیاری از موارد تداخل دوران بلوغ با سنین نوجوانی، فرد را با بحران شدیدی مواجه می سازد اما این به ان معنا نیست که برای تمام نیاز هایی که بنا به مقتضيات زمانی در فرد عینیت پیدا می کند به هر طریق ممکن پاسخ داده شود. وی می افزاید: ممکن است به علت شرايط سني خاص رفتار های انحرافی زیادی از نوجوانان سر بزند که دوستی های خیابانی نیز از جمله ی آنهاست. اين جامعه شناس معتقد است در مواجه با اینگونه موارد خانواده ها باید متناسب با مقتضیات سنی فرد برخورد نمایند آنها می توانند با اتخاذ یکسری روش ها و شیوه های تربیتی که مستخرج از اصول دینی و هنجار های اجتماعی است راه و خطوط درست را به نوجوانان نشان داده و آنها را برای رسیدن به آینده ای روشن همراهی نمایند. وی می افزاید: بسیاری از خانواده ها پس از اینکه پی به ارتباط فرزندانشان با جنس مخالف می برند بیشتر از راه دعوا و مشاجره و یا نصیحت های تند و تیز وارد می شوند در حالی که نمی دانند اینگونه روش ها زیاد کار ساز نیست چرا که نوجوانان به علت عدم دستیابی به قدرت استدلال انتزاعی از درک بسیاری از پند و اندز ها عاجز ند و حتی بسیاری از مواردی را که عقل ما به عنوان یک منطق و حقیقت آن را پذیرفته خارج از درک و تحلیل آنهاست.. دکتر علایی ادامه می دهد: به نظر من وتمام کارشناسان بهترین روشی که خانواده ها می توانند بااعمال آن فرزندانشان را متوجه اشتباهاتشان کرده و آنها را در مسیر یابی درست کمک کنند این است که با آنها از راه مصداق صحبت كنند یعنی اینکه خانواده ها با رفتار های عملی و بانشان دادن یکسری از عواقب دوستی های خیابانی به فرزندانشان بفهمانند که اینگونه روابط پایه و اساس منطقی ندارد و ممکن است آنها هم به سرنوشت چنان افرادی دچار شوند. سخن آخر … هر جند پی بردن به عمق تفکرات نوجوان و ریشه یابی علل و عوامل بروز رفتار های نا هنجار و ضد اجتماعی از سوی آنها نیاز مند یک کنکاش عمیق بوده و تغییر دادن رفتار و تفکرات آنها در دوران بلوغ شاید امری محال است ولی با این حال شاید بتوان با اعمال یکسری دستور العمل ها و آگاهی بخشی و دادن هشدار به آنها در کاهش چنین معضلاتی دخیل بود و آنها را در مسیر یابی درست هدایت کرد. نوجوانان و جوانان به علت یکسری خصوصیات مختص دورانشان اشتباهاتشان را جز در سایه تجربه آن نمی پذیرند در حالی که شاید نمی دانند که تجربه بعضی از موارد پیامد خوشی برای آنها نخواهد داشت. مسئله این است که باید به آنها بقبولانیم که هیچ کس حق ندارد عشق را بد تعبیر کند چرا که این واژه مقدس تر از آن است که بتوان در کوچه و بازار پیدایش کرد. آنها باید بدانند که به دنبال عشق در کوچه و بازار گشتن در بسیاری از موارد آینده ی آنها را زیر سوال می برد و فرصت چشیدن طعم یک عشق سالم وزندگی سالم را از آنها می گیرد. بنابر این باید بکوشند تا با تجسم عواقب کاری که انجام می دهند بهتر تصمیم بگیرند. [ یکشنبه هجدهم آذر 1386 ] [ 17:59 ] [ مهران محمدی ]
ورزش را فراموش نكنيم همه ما تاكنون بارها و بارها در مورد فوايد ورزش شنيده ايم و مي دانيم كه تحرك براي سلامتي انسان مفيد است. اما ورزش براي بيشتر ما يك پديده لوكس، غيرضروري و متعلق به افرادي است كه ورزش را در حد قهرماني و پهلواني دنبال مي كنند و عده اي هم بخاطر فقدان اعتماد به نفس براي آغاز يك فعاليت جديد، خجالت كشيدن از شكل اندام و بنا به بهانه هاي ديگر از انجام ورزش سرباز مي زنند. در واقع ما هنوز به اين واقعيت نرسيده ايم كه بي تحركي ما در بسياري از بيماريهاست. گزارش سازمان بهداشت جهاني حاكي از آن است كه با وجود موفقيت بشر در كنترل بسياري از بيماري هاي واگيردار، سطح سلامت ارتقا نيافته، چرا كه عامل طيف وسيعي از بيماري ها قلبي، ديابت افسردگي تا انواع مشكلات مفصلي و استخواني، سكته ها و حتي سرطان، چيزي نيست جز بي تحركي. اگر نمي خواهيد جزء آن دسته از افرادي باشيد كه هزينه هاي كلاني را صرف درمان بيماري خود مي كنند، ورزش منظم و حتي پياده روي معمولي اما اصولي را در برنامه خود بگنجانيد. اگر جوان هستيد از ابتلا به آرتروز، ديابت غير ارثي، پرفشاري خون، كلسترول بالا، انواع اختلالات افسردگي و چاقي دور مي شويد و اگر مسن هستيد علاوه بر تمام اينها، از تغييرات فيزيولوژيكي بدن كه به پيري منجر مي شود جلوگيري مي كنيد و به طول عمر مفيد خود مي افزاييد. ورزش مداوم و مستمر در كاهش فشار خون بالا تاثير بسزايي دارد و انجام تمرينات ورزشي در خردسالي هم باعث بدست آوردن اندامي متناسب و كاهش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي و عروقي در سال هاي آتي مي شود. ورزش مقاومت بدن را در برابر بيماري ها افزايش مي دهد. سطح توانايي جسمي و علاقه به نوع فعاليت ورزشي مهمترين عامل انتخاب ورزش مناسب است منظور ما از تحرك كسب و حفظ سلامتي است نه دستيابي به مدال هاي قهرماني يا كاهش سريع وزن. بايد مدت زمان ورزش و شدت حركات را مدنظر قرار داد چرا كه فشار زياد و حركات سنگين در هفته هاي نخست آغازين مي تواند باعث آسيب هايي شود و ما را از هدف مان دور كند. انجام ورزش صبحگاهي به مدت 20 تا 30 دقيقه حتي در منزل مي تواند سودمند باشد. بايد به خاطر داشت كه ورزش را به آهستگي شروع كرد و تدريجا زمان و شدت آن را افزايش داد. اگر احساس كرديد به بدنتان فشار مي آيد بايد حركت را متوقف كرد. در شكل اصولي ورزش كردن بايد حركت هايي كه انجام مي دهيد شامل فعاليت هاي هوازي، استقامتي، فعاليت هاي قدرتي و كششي باشد. فعاليت هاي هوازي كه بهترين ورزش براي قلب است شامل پياده روي تند، دويدن نرم، شنا، دوچرخه سواري و هر فعاليتي كه قلب و ريه ها و عضلات را براي مدتي به كار گيرد. مي باشد فعاليت هاي قدرتي مانند كار بر روي عضلات شكم يا كمر هستند. انواع دراز و نشست از اين دسته اند. اين حركات به حفظ و ايجاد عضلات كمك مي كنند. ورزش هاي كششي هم به انعطاف پذيري بدن كمك كرده و اگر مثل حركات يوگا توام با تمركز انجام گردد، تاثير بيشتري خواهد داشت گفتني است. براي حفظ سلامتي تغذيه مناسب و دوري از استرس حائز اهميت است. براي كمك به حفظ سلامت در طول عمر بايد تغذيه سالم داشته باشيم. اگر مصرف كالري ما با ميزان سوختن آن ها تعادل داشته باشد با انجام ورزش مي توانيم سطح سلامت خود را ارتقاء بخشيم. وعده هاي غذايي سالم سرشار از ميوه و سبزيجات، غذاهاي كم چربي يا بدون چربي و فاقد روغن هاي اشباع گياهي و حيواني هستند. سيگار نكشيدن و دوري از استرس و يادگيري روشهايي كه به برخورد مناسب و صحيح با مشكلات مي انجامند نيز مي تواند در حفظ سلامتي يك فرد بسيار موثر باشد. [ یکشنبه هجدهم آذر 1386 ] [ 17:52 ] [ مهران محمدی ]
خبر خطر ايدز در ايران جدي است با وجود افزايش تعداد مبتلايان به بيماري ايدز در ايران رشد و شتاب ابتلا به ويروس اين بيماري در ايران 40 درصد كاهش يافته اما نگراني از شيوع اين بيماري از طريق رفتارهاي جنسي بيشتر شده است. كامران باقري لنكراني در گفت و گو با فارس، افزود: در زمان حاضر حدود 16 هزار نفر بيمار مبتلا به HIV در ايران شناسايي شده است اما با توجه به اجراي برنامههاي كاهش آسيب در گروه معتادان تزريقي شتاب و رشد ابتلا به اين بيماري با توجه به ثبت موارد جديد حدود 40 درصد كاهش يافته است. وي ادامه داد: هنوز اكثريت افراد مبتلا به HIV/ ايدز معتادان تزريقي هستند به همين علت برنامههاي گستردهاي براي كاهش آسيب در اين گروه توسط وزارت بهداشت و دستگاههاي ديگر در حال اجراست و در همين دو سال اخير پوشش برنامه درمان نگهدارنده با متادون 5 برابر شده است و اين امر ميزان آسيب پذيري ناشي از اعتياد تزريقي را در كشور كاهش داده است. وزير بهداشت گفت: اكنون فقط در مراكز تحت پوشش وزارت بهداشت 30 هزار معتاد تزريقي تحت درمان نگهدارنده با متادون هستند، حدود 10هزار نفر در زندانها تحت پوشش اين برنامهها هستند و در جاهاي ديگر از جمله بهزيستي نيز تعداد زيادي از معتادان تزريقي تحت پوشش درمانهاي نگهدارنده و برنامه كاهش آسيب هستند. وي افزود: اكنون انتقال ايدز از طريق سرنگ مشترك و اعتياد تزريقي در كشور تا حدي كنترل شده است اما نگراني ما امكان شيوع اين بيماري از ساير روشها به خصوص رفتارها و ناهنجاريهاي جنسي است به همين علت در برنامه جديد كنترل ايدز در ايران اطلاع رساني و آگاهي بخشي به مردم در اين مورد را با همكاري دستگاهها و موسسات ديگر در اولويت قرار دادهايم. باقري لنكراني گفت: اين يك خطر بالقوه است كه اگر از آن غفلت كنيم در آينده كشور را با مشكلات جدي مواجه ميكند و تمام دستاوردهاي پر افتخار گذشته را در كنترل HIV در كشور كه حاصل بيش از 10 سال تلاش همكاران ما در سراسر كشور است و اكنون آثارش نمايان شده است را بر باد ميدهد. وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اضافه كرد: كنترل HIV/ ايدز در تمام دنيا كاري نيست كه فقط از عهده وزارت بهداشت و سيستمهاي بهداشتي و درماني بر آيد بلكه در تمام دنيا براي كنترل اين پديده دستگاههاي مختلف با همكاري بين بخشي مشاركت ميكنند. وي افزود: برنامه دوم كنترل ايدز در وزارت بهداشت با مشاركت و همكاري بين بخشي و بر مبناي همكاري دستگاههاي مختلف براي اجراي آن اكنون تدوين شده و به دولت رفته است كه منتظر تصويب و اختصاص بودجه براي اجراي آن هستيم اما چه اين برنامه تصويب بشود و چه نشود، برنامه هاي وزارت بهداشت براي كاهش آسيب و آموزش و اطلاع رساني به مردم تغيير نميكند اما اگر تصويب شود همكاريهاي بين بخشي بيشتر ميشود. [ یکشنبه هجدهم آذر 1386 ] [ 17:47 ] [ مهران محمدی ]
«هرزه گويي با SMS» شب از نيمه گذشته است با صداي زنگ تلفن همراهت از خواب بيدار مي شوي يك پيام كوتاه داري، چشم هاي خواب آلودت را مي مالي به سختي مي خواني: «مي بخشيد اين وقت شب مزاحمت شدم مي خواستم بهت زنگ بزنم گفتم شايد خواب باشي، راحت بخواب!» مسلما اتفاقي مشابه اين براي بسياري از اصحاب گوشي روي داده و در طول شبانه روز حتما شما هم پيامهاي مشابهي دريافت كرده ايد دارندگان تلفن همراه و بويژه SMS بازها خوب مي دانند كه كمتر از 10 درصد پيامهاي كوتاهي كه ارسال مي شود جنبه كاري دارد و اكثر SMSها به جوك، لطيفه يا شوخي هاي دوستانه ختم مي شود. اپيدمي استفاده از سيستم پيام كوتاه در تلفن هاي همراه حالا ديگر آنرا نه به يك وسيله ارتباطي تبديل كرده، بلكه شايد به وسيله اي براي تفريح و سرگرمي و ارتباطات كاملا غلط كه افكار افراد را مشغول هيچ و پوچ مي سازد مبدل ساخته است. متن هايي كه جريان ها و مناسبات روز را به مسخره مي گيرد، جوك هاي غيراخلاقي، لطيفه هاي بي ربط، توهين به اقوام داخلي و خارجي و تصاويري كه حتي فرد گيرنده پيش بيني آنرا هم نمي كند در حال حاضر جزو سرگرمي هاي روزانه جوانان محسوب مي شود. پيامهايي كه اصولا با فلسفه ايجاد سرويس پيام كوتاه متفاوت است. مي توان به راحتي گفت كه يكي از مشغوليت هاي ذهني جوانان و نوجوانان ما مبادله SMS است. يك استاد دانشگاه در اين رابطه به من مي گويد: «در ميان جوانان، شوخي ها حرف نخست را مي زند و ارسال پيام هاي وقت و بي وقت به نوعي تفريح تبديل شده است و اكثر دانشجويان حرفهايشان را بوسيله SMS در داخل كلاس به يكديگر مي رسانند و زنگ تلفن هاي همراه خود را روي بي صدا مي گذارند كه كسي نمي تواند صداي آن را بشنوند. بعضي وقتها مي بينم كه دانشجويي خود به خود مي خندد مي فهمم كه پيام بامزه اي برايش رسيده!» وي همچنين مي گويد: «در حال حاضر جوانان به عنوان يكي از مهمترين اقشار در استفاده از تلفن همراه و ساير امكانات مورد استفاده آن به حساب مي آيند، حتي شرايط به گونه اي پيش رفته كه در بعضي مواقع خانواده ها با بدبيني به اين موضوع نگاه مي كنند در حالي كه در قالب نظريه هاي فرهنگي مي توان از تلفن همراه به مشابه يك حاشيه امن در زندگي جوان ايراني نام برد، يك محيط خصوصي كه در آن از حضور والدين خبري نيست و كنكاش هاي هميشگي آنها در زندگي جوانان، در اين مجال بروز پيدا نمي كند.» آزادي و امكان صحبت آزادانه تر در اين وسيله براي بسياري از افراد فراهم است شما حتي اگر نخواهيد با كسي به شكل رو در رو و يا حتي تلفني صحبت كنيد، مي توانيد با ارسال يك SMS از حال او خبر بگيرد، در نتيجه همين امكان ارتباط آسان و راحت است كه معضلات آشكار شده اين وسيله و تناقض هاي آن را با هدف اوليه از ساخت اين وسيله آشكار مي سازد. همچنين آمارها نشان مي دهد كه اوج مصرف استفاده از سرويس پيام كوتاه بين ساعات 22 تا يك بامداد است. اين آمارها نشان مي دهد كه فضاي آزاد SMS براي مخاطبان نوعي قدرت نمايي شخصي را بوجود مي آورد كه باعث علاقمندي هر چه بيشتر مردم به اين پديده شده است. بخصوص جوانان كه بيشترين استفاده كنندگان سرويس SMS هستند. برخي از افراد نيز بر اين باورند كه با استفاده از سيستم پيام كوتاه از زياد حرف زدن جلوگيري مي شود و تمام حرف ها در چند كلمه خلاصه مي شود و هزينه كمتري هم دارد اما آنقدر حجم استفاده بالاست كه هزينه زيادي ايجاد مي كند طوري كه در فيش هاي تلفن همراه بعضي مشتركان ارقامي بالاي 20 يا 30 هزار تومان به چشم مي خورد كه فقط به پيام كوتاه آنها مربوط است. اما يك دانشجوي زبان و ادبيات انگليسي كه خانم هستند در اين رابطه گفتگو مي كنم، او مي گويد: «فيش تلفن همراه اين ماهم 18 هزار تومان بود كه 14 هزار تومان آن تنها هزينه SMS بود، باور كنيد موبايل بدون SMS برايم اصلا ارزشي ندارد و اكثر اوقات بيكاريم را با SMS پر مي كنم.» وي همچنين مي گويد: «من هر وقت SMS بامزه اي دريافت مي كنم سعي مي كنم كه آن را به همه دوستانم بزنم. بعضي شب ها هم تا ديروقت SMS بازي مي كنم اما هر بار كه فيش موبايلم با رقم هاي درشت ستون پيام كوتاه به دستم مي رسد تصميم مي گيرم كمتر SMS بفرستم اما باور كنيد اين كار آنقدر شيرين است كه بدون فروختن سيم كارت نمي توان آن را ترك كرد....!!» پرس و جوهاي خودم را به يك خبرنگار مطبوعات مي رسانم. او نيز به نكته اي اشاره مي كند كه ذكر آن خالي از لطف نيست: «ديري نخواهد پاييد كه اين پيامهاي كوتاه تبديل به پتك هاي حرمت شكن خواهد شد كه تمام پرده هايي را كه بايد در بين دو انسان وجود داشته باشد مي شكند. چرا كه جملات و پيامهاي كوتاهي كه نگاهها را حيران و لبها را مي خنداند، در برگيرنده جملاتي به نظر خنده دار است كه ذره ذره به طرز فكر افراد وارد خواهد شد و رفتار خصوصا جوانان را و ديدشان را نسبت به تمام روابط انساني تحت الشعاع قرار خواهد داد.» اكنون افرادي در جامعه ما هستند كه از تلفن همراه خود فقط براي ارسال SMS مورد استفاده قرار مي دهند، مگر در تماس هاي ضروري. اما همين SMS مي تواند بهترين زمينه و كانال براي تبليغ انواع محصولات فرهنگي و اقتصادي داخلي و خارجي باشد. در حال حاضر وجود كارتهاي SMS هزينه را از دوش فيش تلفن كم مي كند اما حجم بالاي SMSهاي غير اخلاقي باعث گرديده است خطوط تلفن همراه هم از سلامت واقعي دور شود. در اين ميان هم مخابرات تلاش كرده است مدت نگهداري SMS در حالت خاموشي گوشي تلفن را به 24 ساعت افزايش دهد تا اگر پيامي بسيار ضروري است در آن محدوده زماني به مقصد برسد با اين همه SMS هر چند از يك سو كاهش هزينه هاي تلفن همراه را به دنبال دارد اما از سويي ديگر ابزاري شده است، براي كاهش ارزش هاي انساني و اخلاقي. اميدوارم مسئولين عزيز، حداقل در مورد SMSهايي كه اقوام داخلي كشور را مورد تهاجم قرار مي دهد چاره انديشي نمايند. SMSهايي كه باعث ايجاد شكاف بين قوميت هاي داخل استاني و داخل كشور مي شود. امسال كه به نام سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نامگذاري شده است فرصتي مناسب به نظر مي رسد تا در اين خصوص چاره انديشي گردد. آنچه مسلم است امروزه «هرزه گويي با SMS» به اوج خود رسيده است چرا كه كسي نيست تا به فرستنده يك SMS ضد اخلاقي و يا توهين آميز جريمه يا تنبيهي در نظر بگيرد. [ شنبه هفدهم آذر 1386 ] [ 16:58 ] [ مهران محمدی ]
كارآفريني و كارآفرينان به زبان ساده،”كارآفريني“ همان فرآيند تاسيس يك كسبوكار (شركت) برمبناي يك فكر و ايده نو است. يك يا گروهي از افراد كه به آنها ”كارآفرين“ ميگوييم،فرصتي نوين را كشف كرده ويا خلق ميكنند و برپايه آن شركت يا موسسهاي خصوصي را بنيان نهاده و دل را به دريا زده و وارد عرصه بازار و رقابت ميشوند. كارآفريني نيازمند وجود فرهنگ خاصي است. هر فردي نه توانايي و نه تمايل به كارآفريني دارد. به همين علت و باتوجه به اهميت كليدي كارآفريني در اقتصادهاي نوين (ايجاد شركتهاي كوچك و متوسط), كشورهاي مختلف مصممانه برنامههاي مفصلي را براي بسط چنين فرهنگي در جامعه خود تدارك ديدهاند تا بتوانند همچنان مسير رشد و پوياييشان را ادامه دهند. موفقترين كشور در اين زمينه, آمريكا است. متاسفانه در كشور ما،افراد بيشتر روحيه ”كارمندي“ دارند تا كارآفريني و ريسكپذيري. اميدواريم مديران كشور بكوشند برمبناي يك برنامهريزي جدي, به ارتقاي فرهنگ كارآفريني در كشور نايل آيند. كارآفريني عبارت است از فرايند خلق چيزي جديد و پذيرش مخاطرات و سود حاصل از آن. به عبارت ديگر، كارآفريني فرايند خلق چيزي جديد و باارزش است كه با اختصاص زمان و تلاش لازم و در نظر گرفتن ريسك هاي مالي، رواني و اجتماعي و رسيدن به رضايت فردي و مالي و استقلال به ثمر مي رسد. اين تعريف داراي چهار جنبه اساسي است:كارآفريني مستلزم فرايند خلق است. خلق هر چيز ارزشمند و جديد. اين خلق بايد براي كارآفرين و مخاطبي كه اين خلق براي او انجام شده است ارزش داشته باشد. ،كارآفريني مستلزم وقف زمان و تلاش كافي است. ،درنظر گرفتن ريسك هاي اجتناب ناپذير لازمه كارآفريني است. ،در كارآفريني، رضايت شخصي از استقلال كاري به وجود مي آيد. چند جنبه مشترك در همه تعاريف كارآفريني وجود دارد: ريسكپذيري، خلاقيت، استقلال و پاداش. فرهنگ كارآفريني ارتباط ميان كارآفريني و فرهنگ, از دو سو قابل بحث است. از يك سو, نتايج كارآفريني است كه بر جامعه تاثير ميگذارد و از سوي ديگر, خود فرآيند كارآفريني و فرهنگ حاكم بر آن است كه هم متاثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم ميتواند در آن تحولات اساسي ايجاد كند. از يك سو, كارآفريني با ايجاد فرصتهاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي, پيشزمينهاي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است. با برآوردهشدن نيازهاي اوليه معيشتي, زمينه براي بروز نيازهاي عاليتر انساني فراهم ميشود كه اگر در مسيري درست هدايت شود, به شكوفايي و تعالي انسانها و جامعه ميانجامد. علاوه بر اين نوآوري كه از مشخصههاي اساسي كارآفريني است, منجر به توليد محصولات جديدتر و ارايه خدمات جديدتر و متنوعتر شده و به اين ترتيب قدرت انتخاب مردم افزايش يافته و زندگي سادهتر ميشود. با بالارفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت, فرصتهاي بيشتري براي فعاليتهاي فرهنگي ايجاد ميشود. اين امر در درازمدت موجب تشكيل و گسترش تشكلهاي مردمي ميشود كه با هدايت مناسب آنها ميتوان گامهاي بلندي در جهت ارتقاي فرهنگي جامعه برداشت. از سوي ديگر، نحوه شكلگيري و ثمربخشي كارآفريني, روشها و شيوههاي خاصي را ميطلبد كه بر پايه باورها و ارزشهاي ويژهاي استوار شده است. مجموعه اين روشها و باورها را ميتوان يك فرهنگ تلقي نمود. در واقع فرآيند كارآفريني در بطن خود فرهنگ خاصي را نهفته دارد. اين فرهنگ را ميتوان همان فرهنگ حاكم بر شركتهاي كارآفريني كوچك دانست: مفهوم مشتركي است كه اعضاي شركت پذيرفتهاند و ارزشها، باورها و روشهاي مشتركي است كه بر فعاليت شركت حاكم است. ويژگيهاي اين فرهنگ را به طور خلاصه ميتوان در چند عنوان كلي بيان كرد: كارآفريني فرهنگ درك تغيير و كشف فرصت كارآفرينان و شركتهاي كارآفرين همگام با تغييرات گام برميدارند و ميكوشند فرصتهاي ايجادشده در جريان اين تغييرات را كشف و از آنها بهرهبرداري كنند. همگامي با تغييرات مستلزم بستري فرهنگي است كه به تغيير بها ميدهد و به استقبال آن ميرود. بستري كه ميتواند در صورت لزوم، رهيافتها و عملكردهاي سنتي و قديمي را كنار گذاشته و رهيافتهاي نويني را برگزيند. در عميقترين لايههاي فرهنگ كارآفريني يك باور اساسي نهفته است و آن اينكه: ”نميتوان در امواج سهمگين تحولات ،جزيرهاي كوچك و باثبات ساخت و با قراردادن حصارهاي بهظاهر مستحكم, جامعه را از تبعات مثبت و منفي تحولات مصون نگاه داشت“. اين باور اساسي در جوامعي كه به تعميق و گسترش مباني فرهنگي خود اهتمام ويژهاي دارند, باوري ارزشمند و سرنوشتساز است. دنيا به سوي جهانشدن پيش ميرود. با گسترش سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي, مرزهاي فرهنگي ميان ملتها روزبهروز كمرنگتر ميشود. فرهنگها در دنياي آينده تعاملي نزديك و گسترده دارند. فرهنگ كشورهاي پيشرفته و ارزشهاي حاكم بر آنها, چه درست و چه نادرست, همچون سيل عظيمي موجوديت فرهنگي ساير ملتها را به خطر خواهد افكند. بناي يك سد عظيم، راه رويارويي با اين سيل نيست. بلكه شناخت مسير و پيريزي آبراههاي مناسب بر سر راه آن است كه ميتواند آن را به سمت و سويي مناسب رهنمون شود. اگر ميخواهيم در مسير تحولات فرهنگي جهان آينده نقشي فعال و مثبت ايفا كنيم، بايد اين تحولات را بشناسيم، موجوديت آنها را بپذيريم و فرصتهاي موجود در آنها را تشخيص دهيم و بهموقع از اين فرصتها بهرهبرداري كنيم. كارآفريني، فرهنگ مشاركت در مسير كارآفريني, افراد بايد بتوانند در سايه مشاركت و در قالب كار گروهي, فعاليتها را انجام دهند تا شركت پا بگيرد. بعلاوه در شركتهاي كوچك كارآفرين ساختار سازماني سادهتري وجود دارد و سلسله مراتب, بسيار مختصر و مفيد است. درحاليكه در ساختارهاي منسجم و گسترده سازمانهاي سنتي، سلسله مراتب گستردهاي حكمفرماست. در اين سازمانها فرهنگ ”تضمين امنيت شغلي“ در مقابل ”اطاعت“ شكل ميگيرد. اما در كارآفرينيها بيشتر ساختار شبكهاي وجود دارد و بهجاي فرآيندهاي عمودي، فرآيندهاي افقي در آنها جاري است. با كمشدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بيشتر بر مبناي مشاركت و درك متقابل شكل ميگيرد و اطاعت سهم كمتري در اين ساختار تشكيلاتي دارد. در شركتهاي كوچك كارآفرين، كاركنان به تدريج ميآموزند كه چگونه در مواضع برابر با يكديگر همكاري و مشاركت كنند و اين همكاري را به سوي يك موقعيت برد-برد سوق دهند. بناي فرهنگ بر مفاهمه و گفتگو استوار است. كارآفريني، فرهنگ خلاقيت فرهنگ كارآفريني بر بهادادن به خلاقيت و نوآوري استوار است. كارآفرينان افراد خلاقي هستند كه ايدههاي نو توليد كرده و آن را در قالب يك شركت به سرانجام ميرسانند. بعلاوه در شركتهاي كارآفرين, كاركنان ميتوانند به دنبال ناشناختهها بروند و روشهاي جديد را به محك تجربه بگذارند. در اين شركتها افراد به خلاقيت و ابتكار عمل تشويق ميشوند. بها دادان به خلاقيت نهتنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شركتها ميشود، بلكه زمينه مناسبي را براي رشد و شكوفايي استعدادها و ظرفيتهاي انساني فراهم ميكند. و اين شكوفايي خود بستر مناسبي براي رشد فضايل اخلاقي و معنوي در انسانهاست. كارآفريني، فرهنگ استقلالطلبي و قبول مسؤوليت كارآفرينان افرادي هستند كه روحيه استقلالطلبي (روي پاي خود ايستادن) را دارند و حاضرند مسؤوليت كار و اشتغال خود (و حتي ديگران) را برعهده گيرند. اين افراد معتقدند بايد برپايه تواناييها, شايستگيها و فكرهاي خود, امرار معاش كنند و اساساً روحيه ”كارمندي“ ندارند. در ساختار سازمانهاي گسترده و سنتي ”امنيت شغلي“ بهايي بود كه در مقابل ”اطاعت“ به كاركنان پرداخت ميشد. اما در شركتهاي كوچكِ كارآفريني نه ”امنيت شغلي“ به معناي فراگير آن وجود دارد و نه ”اطاعت“. در چنين شركتي كاركنان، خودگردان، خطرپذير و مسؤوليتپذيرند و همه خود را در برابر منافع خود و شركت و جلب رضايت مشتري مسؤول و پاسخگو ميدانند. افراد در حيطه كاري خود تصميم ميگيرند و مسؤوليت تصميمات خود را بر دوش مديران خود نميگذارند. كارآفريني, فرهنگ مخاطرهپذيري كارآفرينان بايد مخاطرهپذير (ريسكپذير) باشند يعني بتوانند نسبت به موقعيت، شرايط، امكانات و در يك كلام آينده خود ريسك كرده و براي كسب ”موفقيتي محتمل“ مبارزه نمايند. اين يك بعد قضيه است. بعد ديگر آن, مخاطرهپذيري پشتيبانان و حمايتكنندگان است. همواره كارآفرينان قادر به تامين تماميِ سرمايه و امكانات موردنيازِ كسبوكار جديد خود نيستند. به اين علت،بايد دولت يا ديگر حاميان مستقل، حاضر به پذيرش ريسك موردنياز كارآفرين بوده، ”سرمايه مخاطرهپذير“ برايش فراهم نموده و او را در مراحل مختلف كارآفريني همراهي كنند. افرادي كه داراي روحيه محافظهكاري ويا كارمندي هستند، اساساً كارآفرينان موفقي نخواهند بود. علاوه براين ويژگيها، تعميق و گسترش فرهنگ كارآفريني، بستري مناسب براي بسط عدالت در جامعه است. در يك جامعه كارآفرين، همه انسانها فرصتهاي يكساني پيش روي خود دارند. در اين جامعه، سرمايه يا زمين منشأ توليد ثروت نيست و در چنين جامعهاي افراد هوشمند، خلاق و صاحبانديشه و نيز پرتلاش و مصمم، شانس بيشتري براي موفقيت دارند و صاحبان سرمايههاي كلان نميتوانند ثروت را در انحصار خود نگهدارند. تمام اينها در كنار هم يك زمينه مناسب براي بسط عدالت در سطح اجتماع است. كارآفريني چيست؟ كارآفريني فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايدههاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت ميورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه ميشود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفتهاي حيرتانگيز نيز شدهاند. انگيزههاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر ميباشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را ميتوان نام برد. افراد از ويژگيهاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار ميباشند طبيعي است كه برخي از ويژگيهاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند. براي ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيتها توسط اساتيد محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد: طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس ،آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها. ،تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس. ،محترم شمردن سوالات اصيل. ،اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند. تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني. با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف «ترويج و بهرهمندي از پيامدهاي مثبت» خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است كارآفرين كيست؟ كارآفرين كسي است كه فرصتي را كشف و براي پيگيري و تحقق آن، سازمان مناسبي را ايجاد مي كند. كارآفرين كسي است كه عمدتاً به منظور كسب سود و رشد، كسب و كاري را تاسيس و اداره مي كند كه مشخصات اصلي آن نوآوري و مديريت استراتژيك است. كارآفرين كسي است كه سياستگذاري كسب و كار با اوست و به حساب خود ريسك مالي آن را به عهده مي گيرد. كارآفرين كسي است كه موسسه اقتصادي، خصوصاً كسب و كاري را كه معمولاً مستلزم ابتكار و ريسك قابل توجهي باشد سازماندهي و اداره مي كند. وجوه مشترك كارآفرينان ريسك پذيري (ريسك هاي متوسط و حساب شده) ،نياز به توفيق نوآوري، خلاقيت، ايده سازي ،اعتماد به نفس ،پشتكار زياد ،آرمان گرايي ،پيشقدم بودن ،فرصت گرا بودن (بيشتر در جستجوي فرصتها هستند تا تهديدات) ،نتيجه گرا بودن ،اهل كار و عمل بودن وآينده گرايي صفات اشخاص كارآفرين كارآفرينان اعتدال در ميزان خطر را ترجيح مي دهند. فعاليتهاي باميزان خطر معتدل، آنهايي هستند كه مهارت و كوشش شخص نقش اصلي را ايفـا مي كند. ممكن است شرايط مساعد هم در آن نقشي داشته باشد، اما تاثير آن به وسيله مهارت و كوشش شخصي به حداقل رسيده تا نتيجه كار جزء مسئوليتهاي خود شخص باشد. كارآفرينان از خطر استقبال مي كنند، در صورتي كه خطر محاسبه شده باشد. به عبارت ديگر، آنها مسئوليت فعاليتهايي را كه در آنها هيچ امكان موفقيتي وجود نداشته باشد و يا يك خودكشي مالي باشد را به عهده نمي گيرند. كارآفرينان براي قبول خطر بايد جرأت داشته باشند و بدين وسيله سرنوشت خود را رقم مــي زنند. اما در شرايط نامطمئن تمام جوانب را براي حل مشكلات در نظر گرفته و بنابر تناسبشان، آنها را طبقه بندي مي كنند. كارآفرينــان مسئوليت شخصي را قبول مـــي كنند. يكي از انگيزه هاي اصلي براي دنبال كردن آينده، كارآفريني است. او ترجيح مي دهد كه خودش تصميم بگيرد و در جريان آن، تمام كوشش، دانش، مهارت و سرمايه خود را نيز به كار مي گيرد. اگر شكست بخورد، فقـط مـيتواند خود را مقصر بداند و اگر موفق بشود، فقط صلاحيت كارآفريني خود را تاييد كرده است. كارآفرينان اعتماد به نفس دارند. كارآفرينان به خاطر اعتماد به نفس خود، شهرت دارند. آنها براين باورند كه مي توانند انتظاراتي كه از آنها هست برآورده كنند. به عبارت ديگر، آنها امكان موفقيت خود را بيش از آن چيزي كه هست، در نظر مي گيرند. ظاهراً كارآفرينان واقعي به خاطر اعتماد به نفس بالايي كه در خود مي بينند و براي ديگران غيرقابل لمس است، موفق مي شوند. كارآفرينان به دنبال بازتاب عملكرد خود هستند. كارآفرينان به خاطر آگاهي از وضعيت موجود به دنبال بازتاب عملكرد خود چه خوب، چه بد، هستند. بدون داشتن اين اطلاعات ادامه كار براي آنها خيلي مشكل است. كارآفرينان در هر كاري كه انجام مي دهند، هدفگرا هستند. بدين ترتيب كه آنها هميشه به فكر اهداف طولاني مدت خود بوده و كارهايي كه امروز انجام مي دهند، در راستاي اهداف آينده شان است. آنها هميشه چيزي را مورد هدف قرار داده و اهداف آنها معمولاً عادي نيستند. به همين خاطر ديگران آنها را بلندپرواز مـــــي نامند. كارآفرينان، هميشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اكتساب را دوست دارند. بنابراين استانداردهاي بالايي را براي كار خود در نظر مي گيرند. آنها محصولاتي با كيفيت بالا توليد و بر اساس مرغوبيت و راندمان رقابت مي كنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسي ندارند و در حقيقت از رقابت لذت مي برند. كارآفرينان نوآور هستند و همواره در مقابله با موقعيتها از راهها و روشهاي جديد استفاده مــي كنند. آنها از توانايي خود در خلاقيت لذت مي برند. از تصورات و ابتكارات شخصي خود براي يافتن راههاي جديد و كنار هم گذاشتن چيزها استفاده مي كنند. آنها پر از پرسش هستند. كارآفرينـان خستگي را زياد احساس نمــــي كنند. در برابر مشكلات به دنبال راه حل گشته و سريعاً براي حل آنها اقدام مي كنند. آنها مي دانند با كار موثر، به اهداف خود خواهند رسيد. وظايف كارآفرين هشت وظيفه براي كارآفرين وجود دارد:از موقعيتهاي محيط آگاه مي شود ،براي استفاده از اين موقعيتها خود را به خطر مي اندازد ،براي كار سرمايه گذاري مي كند ،نوآوريها را معرفي مي كند ،كار و توليد را نظم مي بخشد ،تصميم مي گيرد ،براي آينده برنامه ريزي مي كند ومحصولات خود را با سود مي فروشد انگيزه هاي مهم كارآفريني سه انگيزه اوليه باعث مي شود كه افراد، كارآفرين شوند: نياز به پيشرفت ،علاقه به آزادي و استقلال و احتياج به رضايت شغلي سرچشمه كارآفريني كارآفرينان از كجا مي آيند؟ اشخاص چگونه كارآفرين مي شوند؟ آيا كارآفرينان زاده شده يا ساخته مي شوند؟ زماني بود كه تصور مي شد كارآفرينان به جاي ساخته شدن، متولد مي شوند. صفات آنها به قدري نادر بودند كه در هر جايي يافت نمــي شدند. امروزه، شواهد كافي وجود دارد كه نشان دهد صفات كارآفريني را مي توان با آموزش، پرورش داد. نقش كارآفرينان در جامعه كارآفرينان نقش هاي ذيل را در جامعه ايفا خواهند كرد: عامل اشتغال زايي ،عامل انتقال فناوري ،عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري ،عامل شناخت، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد ،عامل تعادل در اقتصادهاي پويا ،عامل كاهش بوروكراسي اداري (كاهش پشت ميزنشيني و شوق عمل گرايي و...) ،عامل نوآوري و روان كننده تغيير ،عامل تحريك و تشويق حس رقابت ،عامل ساماندهي منابع و استفاده اثربخش از آنها خانواده و كارآفريني كار آفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات كارآفريني نشان ميدهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهميت و نقش كارآفريني در شكلگيري تحولات اقتصادي در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگيهاي فردي و اجتماعي كارآفرينان پرداختند. خانواده، كانوني است كه در شكلگيري اين ويژگيها، ميتواند نقش حياتي ايفا كند. در جوامع سنتي كه مردان نقش «نانآوري» و زنان نقش «خانهداري و تربيت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ايده كسب و كار بيشتر از طرف مرد صورت ميگرفت؛ ساختار جديد خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوههاي تازهاي از بروز خلاقيت و نوآوري را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال اين تغيير نگرش؛ شيوه توليد، سبك زندگي و نقشهاي والدين در درون خانواده نيز دچار دگرگوني شد. به شكلي كه هر كدام از والدين با رفتار خود ميتوانند در رشد اعتماد به نفس،خلق ايدههاي جديد در خانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان، نقشهاي اساسي را ايفاء كنند. اگر خانواده را از ديدگاه نهادي مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه ميرسيم كه كه خانواده از نظر كمي و كيفي ميتواند كانون اصلي انديشه كار و تلاش و پرورش روحيه خلق ايده و كار در افراد باشد. تحقق اين امر مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و ساحتهاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تكوين شخصيت اوست. وقتي پدر يا مادر همچون الگويي تلاشگر و مؤثر در عرصه كار و توليد در جامعه ظاهر شوند،كاركردهاي مثبت ناشي از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويي ترغيب مينمايد تا ذهن خود را به صورتي منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدين و يا حرفهاي جديدتر سوق دهد. براي چنين فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از كار و تسخير فضاهاي جديد، ارزش تلقي ميشود. چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ايدهاي نو و استقلال اقتصادي و كسب موفقيت، دگرگون ميسازد. در اين مرحله، نوجوان يا جوان ايدهكاري خود را با خانواده در ميان ميگذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمودهاي والدين و احتمالاً حمايت مالي و اجتماعي آنها بهرهمند شود. اينجاست كه معيارها و ارزشهاي خانواده براي فرزند ملاك عمل و چراغ راه او در مسير كار و تلاش واقع ميشود. وظيفه والدين در چنين شرايطي تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادي به عنوان ارزش بنيادي براي فرزند و هدايت او در مسير مطلوب، آغاز توأم با موفقيت را در راهاندازي كسب و كار به همراه خواهد داشت. ميزان تحصيلات، نوع شغل والدين، ساخت خانواده، روابط خانوادگي (خصوصاً رابطه والدين با فرزندان)، درآمد خانواده و ميزان برخورداري از امكانات رفاهي در شكلگيري «فرهنگ كار» در خانواده ميتواند تأثير داشته باشد. انسانهاي متفاوت، توانمنديهاي متفاوتي دارند كه اگر از همان دوران نوجواني در مسير مشخص هدايت شوند، ميتوانند با خلق ايدههاي جديد خود، تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرآيند تكنولوژي را آسان كنند. مراحل توسعه كارآفريني توسط خانواده 1 ـ مراحل نهادينه كردن «فرهنگ كارآفريني»: خانواده به عنوان انتقال دهنده جبههاي از اصطلاحات، آئينها و رفتارهاي اجتماعي ميتواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي با مفاهيمي مثل: «توفيق طلبي»، «استقلال طلبي» و «خطرپذيري» در عرصه فعاليت اقتصادي و همسازي با واقعيتهاي كاري در جامعه، به اعضاء خود ارزاني دارد. نوع نگرش والدين به دنياي پيرامون خود و چگونگي تجسم ارزشهاي اجتماعي براي فرزندان در شكلگيري آينده شغلي آنها، ميتواند راه را براي دستيابي به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلاً چنانچه كسب موفقيت در جهت خلق ثروت و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد به عنوان بخشي از ارزشهاي مورد نظر والدين براي فرزند به تصوير كشيده شود، نوجوان در چنين شرايطي ذهن خود را براي رسيدن به چنين موقعيتي آماده ميسازد. در ادامه چنين فرآيند ذهني، فرد بدنبال راههاي دستيابي به چنين موقعيتي است. او موقعيتهاي متفاوت را با هم مقايسه ميكند؛ شبيهسازي ذهني انجام ميدهد؛ به پرس و جو ميپردازد؛ و گاهي اوقات در نشريات، كتب، محيط مدرسه و حتي مجالس سخنراني پرسشهاي ذهني خود را دنبال ميكند. آنگاه، فرد با آگاهي از ارزش كار و تلاش آماده است بخش بزرگي از خواستهها، آرمانها و ارزشهاي مورد نظر خانواده خود را به محك تجربه بگذارد. 2ـ تعيين مسير شغلي فضاي درون خانواده، خصوصاً رهنمودهاي والدين به فرزندان، اين امكان را به آنها ميدهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پيشين خود يا ساير افراد خانواده، رفتار جديدي را مورد كند و كار قرار داده و خود را با نظم اجتماعي نوين هماهنگ سازند؛ به شكلي كه بتوانند بر فراز خواستهها و آرزوهاي ذهني خود و منطبق بر نظامهاي مدرن پرو بال بزنند و از نفوذ و سلطه انديشه و روشهاي سنتي در رفتار آتي خود بكاهند. در ادامه چنين روندي، نقش آفريني فرزند در درون خانواده معطوف به فرآيندهاي توليد و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در اين ارتباط، والدين با شناخت توانمنديهاي بالقوه فرزندان خود و هدايت آنها در مسير شغلي، نقش مهمي در شناسايي و پرورش افراد خلاق و كارآفرين در جامعه ايفاء ميكنند. 3ـ توانمندسازي ( يادگيري فنآوريهاي جديد) حمايت و تشويق والدين جهت يادگيري فن آوريهاي جديد از جمله فنآوريهاي تكنولوژيكي و اطلاعاتي و معرفي مشاغلي كه امكان كسب درآمد بالا را براي فرزندان فراهم ميسازد، آنان را علاوه بر نقشآفريني در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه يعني كار مفيد و بهرهوري بالا خواهد كرد. تغيير نگرشها و رفتارهاي كليشهاي در مورد ايفاء نقشهاي خانوادگي و اجتماعي و تشويق فرزندان به رفتارهاي مثبت اقتصادي و اجتماعي، آنان را افرادي كارآمد و هدفمند ميپروراند. زيرا پيروي از كليشههاي سنتي و تكراري در عرصه كار و فعاليت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذيري وارد ميسازد. به همين دليل؛ گذر از اين مرحله، تاثيرپذيري فرد از تغييرات جديد و پذيرش مسئوليت خطير اجتماعي به منظور ايجاد كسب و كار جديد و دسترسي به موقعيتهاي بهتر و جديدتر، از فرد يك انسان مستقل و توانمند ميسازد كه در عرصههاي گوناگون زندگي ضمن پذيرش نقشهاي متفاوت ميتواند مفيد واقع شود. 4ـ راهاندازي و اداره كسب و كار اقتصادي در اين مرحله، فرد با ارزيابي مشاغل متناسب با خواستههاي خود و خانواده، به خلق ايده در زمينهكار و فعاليت ميپردازد؛ چارچوب فكري خود را در قالب طرح كسب و كار به جامعه عرضه ميكند؛ سپس، با مديريت خود فعاليت اقتصادي را آغاز ميكند. در اين مرحله، والدين با استفاده از تجارب خود ميتوانند فرزندشان را جهت اداره كسب و كار ياري كنند. هر چند ممكن است اين نياز صرفاً متوجه حمايتهاي مالي آنها نباشد. با ادامه حمايت خانواده و تقويت روحيه كارآفريني در فرزندان به منظور راهاندازي و مديريت كسب و كار اقتصادي توسط آنان، نتايج ذيل متوجه جامعه خواهد شد: ـ ايجاد و توسعه اشتغال در بخشهاي اقتصادي كشور و به تبع آن استقلال اقتصادي خانوادهها ـ دگرگوني در روند توليد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته و بدنبال آن تغيير در فرهنگ مصرف ـ تنوع شغلي و ايجاد رقابت گسترده در بازارهاي اقتصادي ـ بسط و توسعه صادرات با اتكاء به منابع موجود در كشور ـ كاهش نرخ بيكاري و تورم و بدنبال آن كاهش آسيبهاي اجتماعي در جامع نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در كارآفريني عبارت اقتصاد جديد به تدريج رواج يافته و چشم انداز تازه اي را ترسيم ميكند كه با گسترش فناوري اطلاعات همراه است.درچنين اقتصادي، فناوري اطلاعات و ارتباطات گسترش و اهميت فزاينده اي پيدا ميكند. جامعه انساني طي قرون گذشته، تاثيرات قابل توجهي از تغييرات فناوري پذيرفته است. ICT به ارضاي نيازهاي ارتباطي و اطلاعاتي كه به ايجاد دانايي كمك ميكند، ميپردازد و امكانات جديدي براي تبادل اطلاعات ايجاد ميكند.ICT توان بالقوه اي دارد تا به قابليت انسان براي ايجاد دانش جديد بيافزايد فرانك وبستر در كتاب نظريه هاي جامعه اطلاعاتي بيان ميدارد كه نخستين تعريف از اطلاعات كه به ذهن خطور ميكند، تعريف معناشناختي است. اطلاعات معني دار داراي يك موضوع بوده و محتواي آن، آگاهي يا دستوري درباره چيزي يا كسي است. اما كنت ارو معتقد است كه معناي اطلاعات بطور مختصر و كوتاه عبارتست از كاهش در عدم قطعيت. اطلاعات كاربر را قادر ميسازدتا در مورد چيزي شناخت پيدا كند و از آن دانايي براي برقراري ارتباط ،يادگيري،تفكر،تصميم گيري و نوآوري در موقع نياز استفاده كند. نظريه شبكه هاي اجتماعي در رابطه با كارآفريني طبق نظريه شبكه هاي اجتماعي، كارآفريني فرايندي است كه در شبكه متغيري از روابط اجتماعي واقع شده است و اين ارتباط اجتماعي ميتواند رابط كارآفرين را با منابع و فرصتها ، محدود يا تسهيل كند. توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات باعث ايجاد شبكه اي عظيم با مقياس جهاني (اينترنت) شده است. در كشورهاي پيشرفته، اينترنت يكي از مهمترين ابزارهاي كارآفرينان است. اين افراد از طريق اين شبكه بر قابليت هاي خود افزوده و از مزاياي آن بهره ميگيرند كارآفريني، موتور توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات با كارآفريني است كه نيازها شناخته ميشود و با رفع نيازها، پيشرفت حاصل ميشود. كشورهاي صنعتي به اين دليل پيشرفته اند كه در فناوري اطلاعات پيشرفت كرده اند و توسط آن هم اقتصاد جهان را در اختيار گرفته و هم تبديل به قدرت نظامي شده اند و حال فرهنگ جهان را به سوي خواسته هاي خود هدايت ميكنند.كارآفريني اطلاعات در سطوح مختلف سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات و ارتباطات قابل انجام است. در هريك از اين سطوح، فرصت هاي بسياري براي كارآفريني وجود دارد كه نيازمند حمايت مركز سرمايه گذاري و تلاش هاي كارآفرينانه است و جالب اينكه كارآفريني در حوزه اطلاعات، بسيار راحت تر و عملي تر از كارآفريني در ساير حوزه ها است. به عنوان مثال، در حوزه نيروگاه هسته اي به دليل كاربرد محدود، ايده هاي كمتري وجود دارد. به علاوه سرمايه گذاري فوق العاده زياد و در صد امكان پذيري كم، مانع هر فعاليت كارآفرينانه است، در حاليكه در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات با گستردگي بسيار زياد، ايده هاي بسياري خلق مي شود و ميزان سرمايه گذاري مورد نياز كه ايده ها را به نتيجه برسانند، چندان زياد نيست نتيجهگيري كارآفريني، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي ميشود. ما بدون توجه كافي به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفريني» نميتوانيم به شاخصهاي رشد و توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد، بهرهوري و توان افزايي فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل ميشود، دست يابيم. در گذر از مرحله سنتي به صنعتي بايد به توانمنديها و قابليتهاي فردي كارآفرينان در بهرهگيري از منابع طبيعي و بكارگيري تكنولوژي مدرن اهتمام ويژهاي قائل شويم. زيرا، آنها با بكارگيري روشهاي جديد در بازار، خود را براي استفاده بهينه از ابزار و دستيابي به كيفيت مطلوب كالا و خدمات آماده ميسازند. كارآفريني، فرآيندي اكتسابي است و خانواده در شكلگيري اين فرآيند نقش اساسي را ايفاء ميكند. زيرا، خانواده ميتواند عنصر پويايي و تحرك را به ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق كند به شكلي كه «فرد» و «جامعه» در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازند و قالبهاي اجتماعي نوآورانه شكل گيرد. نقش و اهميت خانواده به عنوان كانون انديشه نوگرايي، در ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري در افراد، گسترش روحيه كارآفريني و توسعه كسب و كار جديد در جامعه، انكار ناپذير است، به طوري كه درزمينه فعاليت اقتصادي، خانواده ميتواند انديشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سويي سوق دهد كه آنها را از مشكلات پيشرو از جمله؛ بيكاري، فقر، اعتياد، فساد و... برهاند و آنها را در مسيرهاي شغلي كه مولد سرمايه و فرصتهاي جديد است،هدايت نمايد. زيرا، خانواده علاوه بر نقش توليد نسل و پرورش ابعاد عاطفي و اخلاقي فرزندان، به عنوان كانوني براي رشد و پرورش انديشه خودباوري، اعتماد به نفس و خودشكوفايي در فرزندان، نقش بسيار مؤثري در راهاندازي كسب و كار اقتصادي و توسعه فعاليتهاي شغلي در جامعه خواهد داشت ملاحظه شد كه فناوري اطلاعات و ارتباطات، تحولات زيادي در كليه فعاليتهاي اجتماعي از جمله كارآفريني به وجود آورده و به عنوان مهم ترين ابزار كارآفريني مدرن مورد توجه قرار گرفته است. همچنين كارآفريني در فناوري اطلاعات پهنه وسيعي براي فعاليت دارد. كارآفريني لازمه توسعه فناوري و توسعه فناوري بستر كارآفريني است. بر اين اساس اهميت نقش بستر سازي كارآفريني و وظيفه دولت مشخص ميشود. دولت بايد بستر كارآفريني در حوزه فناوري اطلاعات را كه همان شبكه هاي ارتباطي و اطلاعاتي است، توسعه دهد و امكان دسترسي آسان همه به اين شبكه را فراهم كند، ضمن اينكه فرهنگ استفاده از شبكه را ايجاد كرده و گسترش دهد و قوانين و مقررات لازم را تدوين و اجرا كند. پديده فرار مغزها كه خصوصا در فناوري نو بيشتر رايج است از نتايج ضعف كارآفريني در كشورهاي در حال توسعه است. بسياري از نيروهاي تحصيل كرده اين كشورها، صرفا عملي بار آمده و تربيت شده اند و بايد توسط ديگران مديريت شوند و از سوي ديگر، افرادي هم كه شخصيت كارآفريني دارند، بستر كارآفريني را در اين كشورها نمي يابند. كارآفرينان مي توانند مشاغلي را در زمينه فناوري براي متخصصان داخل كشور ايجاد كنند و در اثر رضايت شغلي كه بوجود مي آورند، علاوه بركليه مزاياي كارآفريني، از فرار مغزها نيز جلوگيري كنند منابع 1-مقدمه اي بر كارآفريني، هيئت نويسندگان، سيامك نطاق، ناشر: بصير، 1376، 2-كارآفريني (جلد اول)، رابرت دي. هيستريچ و مايكل پي. پيترز، سيد عليرضا فيض بخش و حميدرضا تقي ياري، انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف، 3-سازمانهاي كارآفرين، جليل صمدآقايي، ناشر: مركز آموزش مديريت دولتي، 1378 [ شنبه هفدهم آذر 1386 ] [ 16:28 ] [ مهران محمدی ]
زندگي شاد
اگر به زندگي خود توجهي داشته باشيم هراز گاهي با انسانهايي روبهرو
ميشويم كه كمتر امكان دارد درباره ازدواج و زندگي زناشويي خويش
روايتهاي شادي ارائه دهند. خيليها پيوسته از ازدواج خود گلايه دارند و آن
را اشتباه قلمداد مينمايند. جوانان ما بيشتر كتابهاي رمانتيك را مورد مطالعه
قرار ميدهند و فيلمهاي عاشقانه را بر هر فيلم ديگر ترجيح ميدهند. آنها بر اين
تصور هستند كه زندگي بسيار شيرين است و براي وارد شدن به آن سر از پا
نميشناسند.
آنها وقتي داخل زندگي مي شوند به اين باور مي رسند كه زندگي با
تصورهاي دوران قبل از ازدواجشان خيلي فرق دارد و در بسياري از موارد تلخ
مينمايد. خيلي از آنها نمي دانند كه هنگام شروع زندگي با همسر خويش، با
مسايل و مشكلاتي روبهرو خواهند شد كه قبل از ازدواج به هيچ وجه انتظارش
را نداشتند.
در باور آنها ازدواج يك نوع وظيفه است در حاليكه ازدواج بهترين
واقعه زندگاني يك شخص است و اگر كسي ميخواهد در آن
موفق باشد بايد فاصله خود را با همسر كم نمايد تا به يك هماهنگي
كامل دست يابد.
از قديم مي گويند ازدواج زماني موفق است كه يك زن كور و يك مرد كر
ازدواج كنند چون خانم كور نمي تواند نقاط ضعف شوهرش و خطاهاي او را
ببيند و يك همسر كر نمي تواند غرغرهاي خانمش را بشنود. اما اگر دوست
داريد ارتباط زناشويي تان دقيقا موفق باشد، بايد هر دوي شما براي آن تلاش
كنيد و در اين راه تمام افكار و انرژي خود را براي ساختن زندگيتان بگذاريد
تا حس اعتماد و پايداري وارد زندگي تان شود. براي داشتن يك زناشويي شاد
ميتوانيد به توصيههاي زير عمل كنيد؛ بعضي مواقع زوجيني كه تازه تشكيل
زندگي داده اند چنان سرگرم يكديگرند كه اطرافيان و دوستان و همكاران
خود را به دست فراموشي مي سپارند. اين امر در اوايل زندگي بديهي بوده و
دور از انتظار نيست. براي يكنواخت شدن زندگي و كسل نشدنش رابطهتان را
حفظ كرده، بيشتر ارتباط برقرار كنيد و با خانواده هايتان رفت و آمد داشته
باشيد.
سعي كنيد در زندگي تان همه فن حريف باشيد
حتي الامكان سر كار برويد و در كلاسهاي آموزشي حضور داشته باشيد تا
تجربه و سطح معلوماتتان افزايش يابد. فكر نكنيد كه ديگر يك زوج هستيد و
بايد دست از همه اينها بكشيد و ارتباط تان را با دوستان و همكلاسهايتان
كمرنگ تر و بي رنگ تر كنيد. ولي اگر اين ارتباط را حفظ كنيد و بنيهاش را
مستحكم تر سازيد قطعا جالب شده و همين ها موجب مي شود كه با همسرتان
در يك سفره نشسته و بيشتر با هم گپ بزنيد. چه سخنهايي براي گفتن خواهيد
داشت. شايد شما ها قبل از متاهل شدن دنيايي براي خود ساخته بوديد كه هم
اكنون صد در صد با دنياي همسرتان فرق مي كند. در اين موقعيت كاملا با
دنياي شوهرتان بيگانه و غريبهاند. براي حل اين مشكل بايد تمام گذشته هاي
خود و كساني كه با آنها در ارتباط هستيد و بوديد با شريك زندگي تان در
ميان بگذاريد.
با همه همكاران و دوستان خود در ارتباط باشيد
با همه همكاران و دوستان خود در ارتباط باشيد و سعي كنيد اين ارتباط حفظ
شود. شايد خدا نكرده با خانواده همسرتان دچار مشكل شويد و به طور كلي
آبتان با آنها در يك جوي نرود و يا دوست نداشته باشيد در يك گردش
خانوادگي آنها را همراهي كنيد و آنها با شما باشند. ولي اين مسائل را فراموش
كنيد و آغوشتان را باز نگه داريد براي پذيرايي ميهمانان، سعه صدر داشته
باشيد و صله ارحام كنيد.
هر طور در مورد آنها فكر كنيد باز به خاطر بياوريد كه وجود همسرتان لازم و
ملزوم وجود آنهاست در غير اين صورت همسرتان وجود خارجي نداشت.
به صحبتهاي شيرين و گاهي تند و خشن و صحبت هاي عجيب و غريب پدر
همسرتان در مورد هواشناسي و اقليم شناسي گوش فرا دهيد و از دست پخت و
توليدات آشپزخانه اي مادر همسرتان هر چند خيلي وحشتناك باشد استفاده
كنيد و نوش جان فرمائيد.
آرامشتان را حفظ كنيد
براي شادي زندگي تان و مسرور بودن خودتان با زوجهايي ارتباط داشته باشيد
كه زندگي شاد و بشاشي دارند. هر گاه با شريك زندگي تان مجادله كرديد
شروع به گريه و زاري نكنيد يا به اتاق نرويد و در را پشت سرتان نبنديد، بلكه
خونسرد باشيد و آرامشتان را حفظ كنيد و به طرف همسرتان برويد به
حرفهايشان گوش كنيد همان طوري كه شما مي خواهيد طرف مقابل تان به
سخنانتان گوش دهد و به نظرتان ارزش گذارد. اگر هر دوي شما آدم هاي
موفق و مستقلي به بار آمده باشيد فراموش نكنيد كه بايد يكديگر را حمايت
كنيد، زن و مرد حجاب و پوشش همند هم عيبهاي يكديگر را ميپوشانند و هم
حسنهاي هم را تقويت مي كنند. براي داشتن زندگي بهتر هميشه سعي كنيد
كنار همسرتان باشيد و از آنها حمايت كنيد. شايد احمقانه باشد حرفها و علاقه
منديهاي به قرارداد رسيده قبل از ازدواج، بين دو طرف عهدنامه، كه به دست
فراموشي سپرده شده باشد. هيچ گاه از رمانتيك بودن فاصله نگيريد. با
همسرتان به كوهنوردي، تفريح، گردش برويد. هميشه از آن تشكر كرده و
مديون باشيد. دوران جواني و مجردي تان را ملكه ذهنتان كنيد و هميشه به
خاطر بياوريد نحوه زندگي كردنتان را و مقايسه كنيد آن را با زندگي كنوني
تان. زماني را به ياد بياوريد كه چگونه عصباني و بدغنق بوديد و تنها كسي كه
شما را تحمل مي كرد همسرتان بود با وجود چنين همسري خودتان را
خوشبخت بدانيد. بسياري از مشكلات و فراز و نشيب زندگي ما بين زوجين
سلب اعتماد آنها به يكديگر است طوري كه آنها اعتمادشان را نسبت به هم از
دست مي دهند. ازدواج يك نعمت است، سيره پيامبر و تكميل كننده دين و
ايمان. اما بسياري از افراد ازدواج را براي خود جهنم ساخته اند و اين تصور را
دارند كه در آن عذاب مي كشند. بايد تلاش كنيد كه هيچ سري از هم نداشته
باشيد تا موقع برملا شدن، به يكديگر شك نكنيد تا از ارزش همديگر كاسته
شود.
آگاه باشيد و هوشيار كه اين رازها و كارهاي پنهاني به ضرر هر دويتان مي
باشد. چون اول شك ايجاد كرده به دنبال شك، حسادت و حسادت خشم را به
همراه دارد. ره آورد اين مخفي كاريها باعث مي شود كه زوجين از دست هم
عصباني شده و تصميم به جدايي گيرند و يا در برخي موارد خودكشي را چاره
كار مي دانند. زوجين جوان، سعي كنيد كه غم و شادي را كنار هم تجربه كنيد.
بيشتر با يكديگر سخن بگوئيد
حتماً در زندگيتان پيش خواهد آمد كه با سخت ترين موقعيت روبه رو شويد
ولي در اين موقع حساس نيز در كنار هم بودن بهترين درمان براي تحمل درد
است. براي حل مشكلات و موقعيت غمناك بيشتر با يكديگر سخن بگوئيد،
تا به نتيجه مطلوبي دسترسي پيدا كنيد. نهايت كار اين است كه زوجين بايد
اسباب راحتي هم را فراهم آورند تا احساس ناامني و نارضايتي از زندگيتان
دك شود و زندگيتان پرمعنا و شادتر باشد. [ جمعه دوم آذر 1386 ] [ 16:44 ] [ مهران محمدی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||